ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


آخرین مطالب



جستجو


 



 

بردی و دیگران در پژوهشی در سال ۲۰۰۱ ، نشان دادند رابطه معناداری بین کیفیت خدمات و رضایتمندی مشتریان وجود دارد .همچنین رابطه بالای کیفیت خدمات و رضایتمندی مشتریان در پژوهشی توسط سرچندر و دیگران در سال ۲۰۰۲ به تأیید رسید [۷۶].

 

البته در سال‌های اخیر، پژوهش‌های زیادی در خارج از کشور در رابطه با کیفیت خدمات الکترونیکی الکترونیکی انجام گرفته است. درجدول ۸ نمونه هایی از مطالعات در کیفیت خدمات الکترونیک، شامل زمینه برای تحقق و ابعاد کیفیت خدمات الکترونیک، لیست شده است. بدیهی است که اغلب این مطالعات عمدتاً در ۳ حوزه مختلف هدایت شده است: کیفیت خدمات فروش بر خط، کیفیت طراحی وب سایت و کیفیت خدمات الکترونیک، نسبت به سایر زمینه‌های خدمات محدود شده است. در حقیقت، کیفیت طراحی وب سایت و کیفیت خدمات بر خط هردو مؤلفه‌‌های مهمی از کفیت خدمات بر خط هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۸: بازنگری مطالعات اصلی در ابعاد کیفیت خدمات الکترونیک محقق و سال سال زمینه ابعاد منبع دال و ترک‌زاده ۱۹۸۸ خدمات الکترونیک محتوای، دقت، فرمت، سهولت استفاده، به روز بودن ۷۷ دی‌آنجل و لیتل ۱۹۸۸ فروش بر خط وجود راهنمایی و هدایت، ویژگی های تصویری و ملاحظات عملی (تصاویر، پس زمینه، رنگ، صدا، ویدئو، رسانه­هاو مطالب) ۷۸ دابهولکار ۱۹۹۶ خدمات الکترونیک طراحی وب‌سایت، قابلیت اطمینان، تحویل، سهولت استفاده، لذت و کنترل ۷۹ آبلز و ‌همکاران ۱۹۹۹ فروش بر خط استفاده، محتوا، ساختار، ارتباط، جستجو، ظاهر ۸۰ جاییورهینا و فولی ۲۰۰۰ بانکداری الکترونیک سرعت دانلود، ارتباط، طراحی، قابلیت هدایت، تعامل، امنیت ۲۳ لیو و آرنت ۲۰۰۰ فروش بر خط اطلاعات و کیفیت خدمات، استفاده از سیستم، سرگرمی و کیفیت طراحی سیستم ۸۱ زیتمال ‌و همکاران

 

[e-SERVQUAL]

۲۰۰۰ فروش بر خط کارایی، قابلیت اطمینان، پوشیدگی، ‌پاسخ‌گویی‌، قابلیت هدایت، انعطاف، تضمین، زیبایی طراحی، محتوی، دسترسی، شخصی‌سازی ۸۲ لویاکانو و همکاران

 

[W-Quala]

۲۰۰۰ فروش بر خط اطلاع رسانی مناسب مربوط به کار، ارتباطات مناسب، اعتماد، زمان، پاسخدهی، سهولت فهم، عملیات بصری، جذابیت، نوآوری، درخواست تجدید نظر، تصویر سازگار، عملیات کاملا آنلاین و مزیت نسبی ۶۹ یو و دوسو

 

[SITEQUAL]

۲۰۰۱ فروش بر خط سهولت استفاده، زیبایی طراحی، سرعت پردازش، امنیت ۸۳ (۲۰۰۱) کاکس و دال ۲۰۰۱ فروش بر خط نمای وب‌سایت، ارتباطات، دسترسی، اعتبار، درک و قابلیت استفاده ۸۴ جان و کای ۲۰۰۱ بانکداری برخط سهولت استفاده، دسترسی، طراحی وب‌سایت، نزاکت پاسخدهی، قابلیت اطمینان ۸۵ یانگ ۲۰۰۱ خرده فروشی‌های آنلاین طراحی وب‌سایت، امنیت، اطلاعات ۸۶ وولفین‌بارگر وگیلی [eTailQ] ۲۰۰۲&2003 سایت‌های خرید اینترنتی طراحی وب سایت قابلیت اطمینان /تحقق، محرمانگی/ امنیت، و خدمات به مشتریان ۸۷ (۲۰۰۲) زیتمال ‌و همکاران ۲۰۰۲ خدمات الکترونیک پاسخدهی ‌و تحویل، قابلیت اطمینان، امنیت، ارتباطات ۸۸ بارنز و ویدگن
[WebQualb] ۲۰۰۲ سایت‌های خرید اینترنتی قابلیت استفاده، کیفیت اطلاعات وکیفیت تعامل خدمات ۸۹ مادو و مادهو ۲۰۰۲ کیفیت الکترونیک عملکرد، خصوصیات تارنما، ساختار زیبایی، امنیت و جامعیت سیستم پاسخدهی، قابلیت اطمینان، اعتماد، تفکیک و سفارشی کردن خدمات وب، شهرت، اطمینان، همدلی ۹۰ لویاکولنو ۲۰۰۲ فروش اینترنتی اطلاعات، تعامل، زمان پاسخ، طراحی وب‌سایت، اعتماد، شناخت‌پذیری جریان، ابتکار، ارتباطات یکپارچه، فرایند تجاری، قابلیت جایگزینی، تداوم جاذبه احساسی یانگ و جان ۲۰۰۲ فروش اینترنتی طراحی وب‌سایت، امنیت قابلیت اطمینان، دسترسی تولید سفارشی، پاسخدهی ۹۱ سوردیجادج و همکاران ۲۰۰۳ خدمات الکترونیک امنیت، قابلیت اطمینان، دسترسی، تولید سفارشی پاسخدهی، تعامل، اطلاعات ۹۲ سانتوس ۲۰۰۳ خدمات الکترونیک امنیت، قابلیت اطمینان، اطلاعات، تعامل، سهولت استفاده، ظاهر، به‌هم پیوستگی، کارایی، محتوا، حمایت مشتری ۴۹ یانگ و همکاران ۲۰۰۳ فروش اینترنتی پاسخدهی، اعتبار، تسهیلات، ارتباطات، دسترسی شایستگی، نزاکت، خصوصی سازی، همکاری، امنیت قابلیت اطمینان، زیبایی، سهولت استفاده ۹۳ یانگ و همکاران ۲۰۰۴ سایت‌های خرید اینترنتی امنیت، قابلیت اطمینان، جذابیت، سهولت استفاده، پاسخدهی، پورتفولیو محصول ۹۴ سیگالا (۲۰۰۴) ۲۰۰۴ کیفیت خدمات نرم افزاری ملموسات، قابلیت اطمینان، اطمینان اعتماد، پاسخدهی، درک کسب و کار، تعارض، اطمینان، تعهد، سود و ریسک، به اشتراک گذاری، و همدلی ۹۵ فیلد و همکاران ۲۰۰۴ خدمات الکترونیک طراحی وب‌سایت، امنیت، قابلیت اطمینان، خدمات مشتری ۹۶ کیم و استول ۲۰۰۴ فروش اینترنتی ظاهر سایت، سرگرمی، اطلاعات، قابلیت تعامل،حساسیت، اعتماد ۹۷ یانگ و فانگ ۲۰۰۴ خدمات الکترونیک پاسخدهی، قابلیت اطمینان، ارتباطات، اعتبار،شایستگی، دسترسی، نزاکت، اطلاعات، طراحی وب‌سایت ۹۸ لانگ و مک‌ملون ۲۰۰۴ فروش اینترنتی پاسخدهی، قابلیت اطمینان، قابلیت لمس، اطمینان، همدلی، ارتباطات، تحویل ۹۹ گونزارس و همکاران ۲۰۰۵ فروش اینترنتی طراحی وب‌سایت، اطلاعات، اعتبار، پاسخدهی، شهرت ۱۰۰ پاراسورامان و همکاران

 

[E-S-QUAL & E-RecS-QUAL]

۲۰۰۵ خدمات الکترونیک کارایی، اجرا، دسترسی پوشیدگی ‌پاسخ‌گویی‌ جبران وغرامت اتصال ۴ بائر و همکاران
[eTransQual] ۲۰۰۵ خدمات الکترونیک عملکرد /طراحی، لذت بردن، فرایند، قابلیت اطمینان و پاسخدهی ۱۰۱

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:28:00 ب.ظ ]




 

کارکنان

 

خط مشی و راهبردها

 

مشارکتها و منابع

 

نتایج جامعه

 

نتایج کارکنان

 

نتایج مشتریان

 

توانمندسازها

 

نتایج

 

یادگیری

 

شکل ۲-۴) نمودار مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا (منبع: افجه و محمودزاده، ۱۳۹۰)

 

‌بر اساس مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا، نتایج هر سازمان مشتمل بر چهار بعد می‌باشد. شاخص‌های مورد مطالعه برای ارزیابی هریک از این نتایج در قالب جدول ۲-۲ نشان داده شده است.

 

جدول ۲-۲) نتایج سازمان از منظر مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا (منبع: افجه و محمودزاده، ۱۳۹۰)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج شاخص‌های ارزیابی ۱٫نتایج مشتریان شاخص‌های برداشتی و عملکردی که عبارتند از:

 

تصویر کلی از محصولات و خدمات سازمان

 

فروش و پشتیبانی خدمات پس از فروش

 

وفاداری مشتریان

 

میزان شکایات مشتریان

 

میزان برگشتی محصول

۲٫نتایج کارکنان شاخص‌های برداشتی و عملکردی که عبارتند از:

 

میزان رضایت شغلی کارکنان

میزان ترک خدمتچ

 

جابجایی

 

نرخ مشارکت کارکنان

 

سطح انگیزشی کارکنان

 

وفاداری سازمانی کارکنان

۳٫نتایج جامعه شاخص‌های برداشتی و عملکردی که عبارتند از:

 

تصویر سازمان در جامعه

 

میزان ‌پاسخ‌گویی‌ به جامعه

 

همکاری با ‌گروه‌های ملّی و محلّی

 

تقدیر نامه ها و جوایز

۴٫نتایج کلیدی سازمان شاخص‌های برداشتی و عملکردی که عبارتند از:

 

دستاوردهای مالی و غیرمالی شرکت برای سهام‌داران و مالکان شامل

 

میزان سود سهام

 

افزایش ارزشی سهام سازمان

 

رضایت سهام‌داران

۲-۱-۵) طراحی سیستم ارزیابی عملکرد

 

علاوه بر ابزار ها و روش های ارزیابی عملکرد، به منظور اجرای هرچه بهتر ارزیابی عملکرد در سازمان ها، طراحی و پیاده سازی سیستم ارزیابی عملکرد ضروری می‌باشد. در این بخش به صورت مختصر به بررسی نحوه ی طراحی سیستم های ارزیابی عملکرد می پردازیم. یک سیستم ارزیابی عملکرد همان‌ طور که در شکل ۲-۵ نشان داده شده در سه سطح می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد:

 

    1. شاخص های عملکرد مجزا

 

    1. مجموعه شاخص های عملکرد

 

  1. ارتباط بین سیستم ارزیابی عملکرد و محیطی که سیستم درون آن عمل می‌کند.

شکل ۲-۵) چارچوبی برای طراحی سیستم ارزیابی عملکرد (منبع: عفتی داریانی و همکاران، ۱۳۸۶ )

 

در طراحی سیستم ارزیابی عملکرد، باید دانست که شاخص های عملکرد می بایست در یک زمینه ی استراتژیک قرار گیرند تا بر آنچه افراد انجام می‌دهند، اثر گذارند. ممکن است ارزیابی، فرایند کمی کردن باشد اما اثر آن در تحریک عملکرد است و به گفته مینتزبرگ تنها با سازگاری عمل است که استراتژی ها درک می‌شوند. به عقیده لیانگ و همکاران وی در بخش تولید، ابعاد کلیدی عملکرد عبارتند از: کیفیت، سرعت تحویل، قابلیت تحویل، قیمت و انعطاف پذیری. در اینجا تنها به بررسی شاخص های کلیدی کیفیت، زمان، هزینه و انعطاف پذیری خواهیم پرداخت (عفتی داریانی، ۱۳۸۶).

 

۲-۱-۶) عملکرد بازار

 

موفقیت استراتژی های هر شرکت، در عملکرد آن شرکت منعکس می شود. عملکرد شرکت میزان موفقیت یک شرکت در خلق ارزش برای قسمت های مختلف بازار است. در نهایت عملکرد شرکت بر اساس دستیابی به اهداف کسب و کار، از طریق واحدهای مختلف شرکت، تعیین می شود. شرکت هایی که عملکرد مطلوبی دارند، ارزش را در طول زمان خلق می نمایند و این مهم در شرکت هایی که عملکرد نامطلوبی دارند صورت نمی گیرد. عملکرد بازاریابی به توانایی سازمان برای افزایش فروش، ارتقای موقعیت رقابتی شرکت، توسعه محصول جدید، بهبود کیفیت محصول، کاهش زمان تحویل کالا یا خدمات به مشتریان، گسترش سهم بازار و غیره در مقایسه با دیگر رقبا در یک صنعت خاص اشاره دارد (سایمونز، ۱۳۸۵). به طور کلی اندازه گیری عملکرد در یک سازمان، کار چندان ساده ای نیست زیرا معمولا اندازه سازمان ها بزرگ است، فعالیت های گوناگون و اغلب پیچیده ای دارند و نیز در نقاط مختلف جغرافیایی پراکنده اند. ایشان در پی تامین هدف های متنوع و گوناگونی هستند و به نتایج متفاوتی نیز دست می‌یابند. برای سنجش و اندازه گیری عملکرد سازمان، شاخص ها و روش های متعددی ارائه شده است. دو دانشمند کانادایی با مرور ادبیات مدیریت توانسته اند برای شرکت های موفق ۲۷ ویژگی بر شمارند که از مرز عدد و رقم خشک و بی روح فراتر می رود. با این وجود در تحقیقات آنان مشاهده می شود که بسیاری از مدیران برای ارزیابی عملکرد و تعیین هدف با مشکل مواجه هستند و نمی توانند تنها به مقادیر کمی اکتفا کنند (دفت، ۱۳۸۷).

 

بازارهای مالی

 

سرمایه‌گذاری

 

فروش بازار درآمد باقی مانده بازگشت سرمایه‌گذاری سود

 

شرکت

 

مواد خام نیرو و کار انرژی خدمات

 

درآمد

 

پرداخت نقدی

 

بازار محصول مشتری

 

پیشنهاد ارزش

 

قیمت

 

کیفیت

 

شکل ظاهری

 

خدمات

 

عوامل بازار

 

شکل ۲- ۶) جریان های عملکرد شرکت (منبع: سایمونز، ۱۳۸۵)

 

شکل ۲-۶ دربرگیرنده ی جریان هایی است که باید در ازای عملکرد شرکت مورد ملاحظه قرار گیرند. عوامل کلیدی ارزش افزایی از منظر عملکرد شرکت عبارتند از:

 

    • مشتریان

 

    • تامین کنندگان

 

  • مالکان و اعتبار دهندگان

سه گروه ‌مذکر و مبادلاتی را از طریق بازار با شرکت انجام می‌دهند. بدین ترتیب که مشتریان، کالاها و خدمات را در بازار کالا خریداری می‌کنند. ( گاهی دوباره به فروش می رسانند) تامین کنندگان محصولات و خدمات را از طریق بازارهای عامل به شرکت می فروشند و نیز مالکان و اعتباردهندگان سهام شرکت یا اسناد بدهی را از طریق بازارهای مالی به فروش می رسانند (سایمونز، ۱۳۸۵، ص ۲۴۹).

 

۲-۱-۷) روش های مختلف سنجش عملکرد بازار

 

محقیقین مختلف برای سنجش عملکرد بازاریابی از مؤلفه‌ های مختلفی استفاده کرده‌اند و هیچ رویه ی ثابت یا مشابهی در این زمینه دیده نمی شود و رویه ی معمول ‌به این صورت است که در ابتدا چند مؤلفه‌ در ارتباط با عملکرد بازاریابی انتخاب شده و سپس به روش عینی یا ذهنی و تحت یک سوال هر یک از مؤلفه‌ ها را می سنجند (بختیاری، ۱۳۸۵).

 

ماهیت معیار

 

آیا معیار کامل است

 

عامل انگیزشی

 

تنها اگر اعتماد بلا وجود داشته باشد

 

آیا فرد می‌تواند بر معیار مؤثر باشد؟

 

آیا فرد می‌تواند بر معیار مؤثر باشد؟

 

ایده‌آل است اما طراحی آن برای کارهای غیرمعمول دشوار می‌باشد

 

کنترل محدود

 

رفتار نادرست

 

غفلت

 

عینی

 

کامل

 

پاسخگو

 

ذهنی

 

ناقص

 

پاسخگو

 

غیرپاسخگو

 

غیرپاسخگو

 

شکل۲-۷) ماهیت معیارها (منبع: بختیاری، ۱۳۸۵)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:37:00 ب.ظ ]




DS9DS12ME2

۱۵بهینه سازی زیر‌ساخت‌های فناوری اطلاعات،منابع و قابلیت‌هاPO3AI3DS3DS7DS9

۱۶کاهش راه حل های مربوط به عیوب تحویل سرویس و دوباره کاریPO8AI4AI6AI7DS10

۱۷حفاظت از دستاوردهای مربوط به اهدف ITPO9DS10ME2

۱۸ایجاد وضوح تاثیر پذیری کسب و کار از خطرات بواسطه اهداف IT و منابع ITPO9

۱۹اطمینان از عدم دسترسی افراد غیر مجاز به اطلاعات مهمPO6DS5DS11DS12

۲۰حصول اطمینان از صحت معاملات اتوماسیون کسب و کار و یک تبادل اطلاعات قابل اعتمادPO6AI7DS5

۲۱حصول اطمینان از خدمات IT و زیرساختهاو استقامت در برابر خرابی ، حملات عمدی و غیره و بازیابی آن ها.PO6AI7DS4DS5DS12DS13ME2
۲۲حصول اطمینان از تاثیر حداقلی بر کسب و کار در صورت وقفه از سوی IT و یا تغییراتPO6AI6DS4DS12

۲۳اطمینان از دسترس بودن خدمات IT در زمان درخواستDS3DS4DS8DS13

۲۴بهبود هزینه های بهره وری IT و سهم آن در سودآوری کسب و کارPO5DS6

۲۵تحویل پروژه به موقع و مطابق بودجه مطابق با استانداردPO8PO10

۲۶حفظ یکپارچگی اطلاعات و زیر ساختهای پردازشAI6DS5

۲۷اطمینان از تطبیق IT با قوانین و ‌مقررات وقراردادهاDS11ME2ME3ME4

۲۸اطمینان از اینکه IT بهبود مستمر و آمادگی برای تغییرات آتی را نشان می‌دهد

PO2DS6ME1ME4

جدول ۲-۸- آدرس دهی و ارتباط ۲۸ هدف IT با فرآیندهای IT (ISACA , 2012).

 

شناسایی اهداف سازمان و محل ارتباط آن با اهداف IT در جدول شماره (۲-۹) نشان داده شده است . در این جدول اهداف کسب و کار در ۴ حوزه مالی ، مشتریان ، داخلی ، یادگیری و رشد و در کل ۱۷ هدف کسب وکار مشخص شده است . بدین ترتیب به راحتی و به واسطه گام های ذیل می توان اهداف کسب و کار ارزیابی کرد :

 

گام اول : به کارگیری مدل بلوغ کوبیت برای کشف وضعیت فرآیندهای ۳۴ گانه IT

 

گام دوم : چیدمان هر یک از فرآیندهای دخیل در اهداف ۲۸ گانه IT

 

گام سوم : چیدمان هر یک از اهداف IT در جدول اهداف کسب و کار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف IT اهداف کسب و کار ۲۴ فراهم آوردن بازدهی خوب سرمایه از سرمایه گذاری در توانمند سازی IT در کسب و کار ۱ مالی ۲۲ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۴ ۲ مدیریت خطرات و ‌وابستگی IT با کسب و کار ۲ ۱۸ ۲ بهبود حاکمیت شرکتی و شفافیت ۳ ۲۳ ۲ بهبود مشتری مداری و خدمات به مشتریان ۴ مشتریان ۲۴ ۵ ارائه محصولات و خدمات رقابتی ۵ ۲۳ ۲۲ ۱۶ ۱۰ برقراری تداوم خدمات و همیشه در دسترس بودن ۶ ۲۵ ۵ ۱ وجود چابکی در پاسخ به نیازهای تغییرات در کسب و کار ۷ ۲۴ ۱۰ ۸ ۷ دستیابی به بهسازی هزینه های ارائه خدمات ۸ ۲۶ ۲۰ ۱۲ ۴ ۲ دستیابی به اطلاعات قابل اعتماد برای تصمیمات استراتژیک ۹ ۱۱ ۷ ۶ بهبود و نگهداری قابلیت‌های فرایند های کسب و کار ۱۰ داخلی ۲۴ ۱۵ ۱۳ ۸ ۷ کاهش هزینه های فرایند ( روند ) ۱۱ ۲۷ ۲۶ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۲ فراهم آوردن انطباق با قوانین ، ‌مقررات و قراردادهای خارجی ۱۲ ۱۳ ۲ فراهم آوردن انطباق با سیاست‌های داخلی ۱۳ ۲۸ ۱۱ ۶ ۵ ۱ مدیریت تغیرات کسب و کار ۱۴ ۱۳ ۱۱ ۸ ۷ بهبود و حفظ بهره وری ‌عملیات (وظایف ) و کارکنان ۱۵ ۲۸ ۲۵ ۵ مدیریت نوآوری در کسب و کار و محصول ۱۶ یادگیری و رشد ۹ کسب و حفظ افراد ماهر و با انگیزه ۱۷

جدول ۲-۹- آدرس دهی و ارتباط ۱۷ هدف کسب و کار با ۲۸ هدف IT . (ISACA , 2012)

 

۲-۵-۱۰- استفاده از کوبیت و پشتیبانی آن از حاکمیت فناوری اطلاعات

 

کوبیت توسط کسانی که مسئولیت های اولیه در فرایند های کسب و کار دارند به کار گرفته می شود. و همچنین کسانی که تکنولوژی اطلاعاتی مرتبط هستند و نیازمند به حفظ کیفیت و اتکا کردن به IT هستند.

 

کوبیت از حاکمیت IT به وسیله یک چارچوب برای کسب اطمینان از موارد ذیل پشتیبانی می‌کند :

 

۱- IT با کسب و کار همتراز است.

 

۲- IT ، کسب و کار را فعال تر و منفعت آور می‌کند.

 

۳- منابع IT ( سخت افزار ، نرم افزار ، منابع انسانی ) به طور مسئولانه استفاده می شود.

 

۴- خطرات و ریسک های IT به طور مناسب مدیریت می‌شوند. (ISACA , 2012)

 

۲-۵-۱۱- امنیت اطلاعات و کوبیت

 

کوبیت به ‌عنوان یک اصل و پایه بنیادی برای برقراری یک امنیت اطلاعاتی خوب می‌باشد . امنیت اطلاعات به مدیران کسب و کار این اطمینان را می‌دهد که از نقل و انتقالات اطلاعاتی در کسب و کار بدون اشکال و بدون دسترسی نامحرمان صورت می‌گیرد . در کوبیت نسخه سه ۳۹ مرحله به سمت امنیت با بهره گرفتن از چارچوب کوبیت معرف شده است و در کوبیت نسخه چهار ۴۴ مرحله معرفی شده است.کوبیت از ۱۹ هدف کنترلی در امنیت اطلاعات در ۴ حوزه پشتیبانی می‌کند این ۱۹ هدف به شرح ذیل است(Flores,2011)

 

۱- حوزه برنامه ریزی (PO) 5 هدف به شرح ذیل :

 

    • شناسایی اطلاعات و خدمات حیاتی سازمان و توجه به نیازمندی‌های امنیتی.

 

    • تعریف و ارتباط مسئولیت های امنیتی اطلاعات.

 

    • تعریف و ارتباط اهداف مدیریتی با توجه به امنیت اطلاعات.

 

    • حصول اطمینان از وظایف امنیتی و مهارت های لازم کارکنان.

 

  • کشف و اولویت بندی خطرات مربوط به امنیت اطلاعات.

۲- حوزه پیاده سازی (AI) 4 هدف به شرح ذیل :

 

    • در هنگام تشخیص راه حلهای اتوماسیون امنیت را در نظر بگیرید.

 

    • در زمان دستیابی و حفظ زیر‌ساخت‌های فن آوری اطلاعات به امنیت توجه کنید.

 

    • در زمان استفاده عملیاتی به امنیت توجه کنید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:09:00 ب.ظ ]




پژوهشگر فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پژوهش را در قالب گفتارهای زیر تدوین نموده است.

 

    • گفتار نخست: اقلام تعهدی سود حسابداری

 

    • گفتار دوم: ضریب پایداری اقلام تعهدی سود حسابداری

 

    • گفتار سوم: ضریب پایداری جریان نقدی

 

    • گفتار چهارم: مفاهیم سود و پیش‌بینی سود آتی

 

    • گفتار پنجم: سرمایه گذاران و واکنش آن ها

 

  • گفتار ششم: پیشینه پژوهش

۲-۲) مبانی نظری:

 

۲-۲-۱)گفتار نخست: اقلام تعهدی سود حسابداری

 

۲-۲-۱-۱) حسابداری تعهدی

 

حسابداری تعهدی[۶] (به عبارتی حسابداری ماندگار)نگاهی کلی به درآمد ها و ثبت آن ها داشته و به هزینه ها که درصدی از آن ها به عنوان دارایی های قابل ثبت است توجه دارد همچنین در نظام تعهدی ،قیمت تمام شده نیز مورد توجه خاص قرار می‌گیرد. در این نظام مالی ، درآمدها در حساب سال مالی که تحقق یافته اند ، منظور می‌شوند هر چند که ممکن است وجوه نقد حاصل از آن ها (ارائه خدمات و یا فروش )در سال های مالی قبل یا بعد دریافت شود.به عبارتی هزینه ها در حساب همان دوره مالی که تعهد ایجاد شده است منظور می شود . صرف نظر از آنکه وجه تعهدها و کارهای مذبور چه زمان پرداخت و یا دریافت شده باشد. در این نظام قیمت تمام شده از ارکان کار است همچنین ارائه اطلاعات کامل و جامع از عملکرد مالی سازمان به مدیران به راحتی صورت می‌گیرد. این ویژگی ها باعث شده است کاربرد این نظام در مؤسسات انتفاعی از جایگاه ویژه ای برخوردار باشد. با توجه به تعاریف مختصر و کوتاه که از این نظام مالی ارائه شد می توان استنباط کرد که حسابداری تعهدی ثبت اموال و دارایی ها را نیز به صورت کامل انجام داده وبه کلیه اتفاقات و امور جاری سازمان توجه دارد . زمانی که ثبت درآمدها ، هزینه ها، دارایی ها و اموال ، هرکدام به جای خود انجام می شود ، ارائه عملکرد سازمان به راحتی امکان پذیر خواهد بود .در این شرایط با توجه به بهتر شدن اعمال مدیریت برمنابع مالی و اموال همچنین امکان شفاف سازی مالی در سازمان و ارائه گزارش به مردم ، می توان تعامل بهتری میان سازمان و مردم برقرار کرد .در نتیجه ثبت های حسابداری تعهدی ،در صورت های مالی شرکت ها ،اقلامی تحت عنوان “اقلام تعهدی ” به وجود می‌آید که اساس سیستم حسابداری تعهدی می‌باشد و در واقع مزیت این سیستم نسبت به حسابداری نقدی می باشدکه آن را در کلیه سازمان های انتفاعی قابل استفاده ‌کرده‌است (کوهن[۷]، ۲۰۱۰).

 

۲-۲-۱-۲) مفهوم اقلام تعهدی

 

جونز(۱۹۹۱) تفاوت سود و وجوه نقد حاصل از عملیات را به عنوان اقلام تعهدی تعریف می‌کند و آن را به دو قسمت تقسیم می‌کند. که در تمامی پژوهش های مرتبط با اقلام تعهدی ،این تقسیم بندی مورد قبول محققین می‌باشد. الف)اقلام تعهدی غیر اختیاری ب)اقلام تعهدی اختیاری . در حالی که اقلام تعهدی غیر اختیاری به واسطه مقررات ،سازمان ها و دیگر عوامل خارجی محدود هستند، اقلام تعهدی اختیاری قابل اعمال نظر توسط مدیریت می‌باشند.در حقیقت تمامی اقلام تعهدی که برای یک شرکت ‌در مقابل‌ طرف حسابهای تجاری آن به کار می رود ،اقلام تعهدی غیر اختیاری است مثل حساب‌ها و اسناد دریافتنی ،حساب‌ها و اسناد پرداختنی ،پیش دریافت ها،پیش پرداخت ها، و قسمتی از درآمدها و هزینه ها(البته افزایش یا کاهش در درآمدهاو هزینه ها،نتیجه ثبت در دارایی ها و بدهی ها می‌باشد)،واقلام تعهدی که مرتبط با رویدادهای داخل شرکت می باشد و به عوامل خارج ازآن ارتباطی ندارد،اقلام تعهدی اختیاری می‌باشد مثل هزینه استهلاک دارایی های مشهود و نامشهود ،سود و زیان حاصل از کنارگذاری دارایی ها ،سود و زیان حاصل از توقف یک بخش از واحد تجاری ،سود و زیان حاصل از معاوضه داراییها ،سود و زیان حاصل از سرمایه گذاری ها،آثار انباشته ناشی از تغییردر روش های پذیرفته شده حسابداری و تمامی اقلام تعهدی که در طبقه بندی اقلام تعهدی غیر اختیاری قرار نمی گیرد(دسای و همکاران[۸]، ۲۰۰۹).

 

۲-۲-۱-۳) اهمیت اقلام تعهدی سود حسابداری

 

همیشه این احتمال وجود دارد که اطلاعاتی که یک شرکت ارائه می‌کند درست نباشد،‌بنابرین‏ در کنار مخاطرات متعددی که در ارتباط با شرکت می‌تواند وجود داشته باشد.یکی از آن ها هم ریسک اطلاعات[۹] می‌باشد.یعنی همواره ممکن است اطلاعاتی که شرکت می‌خواهد در صورت های مالی آن را نشان دهد چیزی دور از واقعیت ،یا فریب آمیز باشد.براین اساس سودی که در صورت سود و زیان ارائه می شود ،نمی تواند بیانگر این موضوع باشد که واحد تجاری توان مستمر برای به دست آوردن مبلغ سود را خواهد داشت یا چه مقدار از این سود می‌تواند به عنوان وجه نقد میان سهام‌داران تقسیم شود چون تمامی سهام‌داران مایلند که سالانه تقریبا َمبلغ ثابتی از سود سهام به آن ها پرداخت شود.ثبات در تقسیم سود مبین پایین بودن ریسک شرکت است .حتی اگر در سالی ،شرکت به جای سود دچار زیان شود ،باید برای جلوگیری از ایجاد نگرش منفی در سرمایه گذاران فعلی و آتی ،پرداخت سود سهام خود را ادامه دهد. با این کار ، سهام‌داران بیشتر تمایل خواهند داشت که این زیان را موقتی تفسیر کنند (سادات برقعی،۱۳۸۹). بررسی مبانی نظری و هدف های گزارشگری مالی مبین این موضوع است که یکی از اهداف گزارشگری مالی کمک به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان برای پیش‌بینی جریان های نقدی آتی است. صورت های مالی ،محصول اصلی گزارشگری مالی و ابزار اصلی انتقال اطلاعات حسابداری به افراد خارج از سازمان قلمداد می‌شوند.این که صورت های مالی تا چه میزان توانسته است ‌به این مهم دست یابد،سوالی است که مورد توجه صاحب‌نظران و پژوهشگران بوده و هست .همچنین در خصوص اینکه چه نوع اطلاعاتی برای پیش‌بینی جریان های نقدی مفید است ،اختلاف نظر وجود دارد.بررسی ادبیات موضوع نشان می‌دهد که برخی از صاحب‌نظران و مراجع تدوین کننده مبانی نظری و اهداف گزارشگری مالی براین باورند که با بهره گرفتن از سود حسابداری و اجزای آن ، می توان جریان های نقدی را پیش‌بینی نمود .به عنوان مثال هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا بر این باور است که «معمولاَ ارائه اطلاعات درباره سود واجزای آن نسبت به جریان های نقدی برای پیش‌بینی جریان‌های نقدی آتی قابلیت پیش‌بینی بیشتری دارند» (هاشمی ،۱۳۸۹).

 

۲-۲-۱-۴) اقلام تعهدی سود حسابداری و نقش این اقلام در گزارشگری مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:12:00 ب.ظ ]




 

      1. آیا بین طرحواره ها درحوزه محدودیت های مختل با سازگاری اجتماعی دردانشجویان رابطه وجود دارد ؟

 

    1. آیا بین طرحواره ها در حوزه دیگر جهت مندی با سازگاری اجتماعی دردانشجویان رابطه وجود دارد ؟

 

  1. آیا بین طرحواره ها درحوزه گوش به زنگی بیش از حد ‌و بازداری با سازگاری اجتماعی دردانشجویان رابطه وجود دارد؟

تعریف واژگان:

 

تعریف نظری :طرحواره های ناسازگار اولیه :الگوهای هیجانی ‌و شناختی خود اسیب رسانی که در ابتدای رشد وتحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار شده وبرنحوه تعبیر وتفسیر تجارب ورابطه با دیگران تاثیر می‌گذارند(یانگ ،گلوسکو،ویشار،۲۰۰۳).

 

تعریف عملیاتی :نمرات حاصل از پرسشنامه طرحواره یانگ که دارای ۷۵سئوال می باشدو۱۵طرحواره را می سنجد.

 

تعریف نظری :سازگاری اجتماعی:منظور از سازگاری اجتماعی ،تعامل مؤثر وسازنده فرد دراراتباط با محیط خود می‌باشد . نشانه های این سازگاری داشتن احساس مثبت درباره خود ،شرکت درفعالیت های اجتماعی ولذت بردن ازارتباط با دیگران است (خالق باقری ،۱۳۸۱).

 

تعریف عملیاتی :درپژوهش حاضر نمرات حاصل از پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل می‌باشد.

 

فصل دوم :

 

پیشینه تحقیق

 

طرحواره

 

کلمه طرحواره به طورکلی ،به عنوان ساختار ،قالب یا چارچوب تعریف می شود(یانگ ،۱۹۹۰).طرحواره یک ساختار شناختی به منظور غربال کردن ،کدگذاری وارزیابی محرکی است که ارگانیزم درمعرض آن قرار گرفته است (بک وراش [۱۰]،۱۹۶۸).

 

دربافتار روانشناسی وروان درمانی ،طرحواره به عنوان هر اصل سازمان بخش کلی درنظر گرفته می شود که برای درک تجربه های زندگی فرد ضروری است(داتیلیو[۱۱]،۲۰۰۵).

 

تعریف طرحواره

 

سگال [۱۲](۱۹۹۵)طرحواره رابه عنوان عناصر نظام مندی از واکنش هاوتجربه های گذشته می ‌داند که پیکره نسبتاًمنسجم وپایداری از دانش ‌را شکل می‌دهد و می‌تواند ادراک ها وارزیابی های بعدی ‌را هدایت کند؛ با این تعریف کلی طرحواره می‌تواند مثبت یا منفی ،سازگار یاناسازگار باشدوعمدتاًدر نتیجه تجارب ناگواردوران کودکی شکل می‌گیرد که هسته ی اصلی اختلالات شخصیت ،مشکلات منش شناختی وبسیاری ‌از اختلالات محورI قرار می‌گیرد (ریزو[۱۳]و همکاران ،۲۰۰۷).

 

بک (۱۹۷۹) طرحواره ها را ،فرضیاتی می‌داند که در نتیجه تجارب پیشین فرد شکل گرفته اند ،برخی از این فرضیات غیر قابل انعطاف ،افراطی ومقاوم دربرابر تغییر ،یعنی ناکارآمد هستند (بک و راش ،۱۹۷۹)همچنین طرحواره های بدکنشی ،افکاری هستند که غیر قابل انعطاف ،خشک وسخت تر از طرحواره های طبیعی هستند (بک و راش ،۱۹۶۸). بک و راش (۱۹۶۸)طرحواره های ناسازگاراولیه مانند فقدان ،شکست ‌و دوست نداشتن را معرفی کردند که درطی دوران اولیه کودکی شکل می گیرند وبامفاهیمی همچون یکپارچگی بیولوژیک ،مثل توانایی زنده ماندن ،صلاحیت واعتبار مراقبین ،ترک شدن وهدایت خطر فیزیکی به سمت خود ،درارتباط هستند (بک و امری[۱۴]،۱۹۸۵).

 

ویژگی های طرحواره های ناسازگار اولیه

 

یانگ (۱۹۹۰)بیان می‌دارد که طرحواره های ناسازگاراولیه دارای ویژگی های به شرح زیر هستند:

 

۱-الگوها یادرون مایه ی های عمیق وفراگیری هستند،

 

۲-ازخاطرات ،هیجان ها ،‌شناخت‌واره ها واحساسات بدنی تشکیل شده اند،

 

۳-دردوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند،

 

۴-‌در سیر زندگی خود تداوم دارند،

 

۵-درباره ی خود ورابطه با دیگران هستند ،

 

۶-به شدت ناکارآمدند،

 

۷-اغلب توسط برخی تغییرات درمحیط ازجمله فقدان یاازدست دادن شغل فعال می‌شوند

 

۸- هنگامی که فعال می‌شوند باسطوح بالای هیجان همراه هستند

 

۹- معمولا ناشی از تعامل سرشت کودک باتجارب مختلف دوره تحولی در ارتباط با اعضای خانواده یامراقبین درخانواده شکل می گیرند ( یانگ ،گلوسکو وویشار ،۲۰۰۳).

 

ریشه‌های تحولی طرحواره ها

 

الف –نیازهای هیجانی اساسی

 

یانگ وگلوسکو وویشار (۲۰۰۳)،براین باورند که طرحوارها به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود می‌آیند که این نیازها ی هیجانی اساسی دوران کودکی شامل مواردزیر می‌باشد:

 

۱-دلبستگی ایمن به دیگران (مانندنیاز به امنیت ،ثبات ،محبت (پذیرش )

 

۲-خودگردانی ،کفایت وهویت

 

۳-آزادی دربیان نیازها ‌و هیجان سالم

 

۴-خود انگیختگی ‌و تفریح

 

۵- محدودیتهای واقع بینانه ‌و خویشتن داری ( یانگ ،۱۹۹۰).

 

لازم به ذکر است که این نیازها جهان شمول هستند وهمه انسان ها ،این نیازها رادارند .اگرچه شدت این نیازها دربعضی افراد بیشتر است ،فردی که از سلامت روان برخوردار است ،می‌تواند این نیازها ی هیجانی اساسی رابه طور سازگارانه ای ارضا ءکند(یانگ گلوسکو وویشار ،۲۰۰۳).

 

علاوه بر تأکید برارضاء نشدن نیازهای هیجانی اساسی ونقش آن ها درشکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه به دومقوله ی تجارب اولیه زندگی کودک وتعامل بین خلق وخوی فطری کودک ومحیط اولیه ،درعدم ارضاءاین نیازها اشاره می شود (یانگ ،۱۹۹۰).

 

ب- تجربه های اولیه زندگی

 

ریشه تحولی طرحواره های ناسازگار اولیه ‌در تجربه های ناگوار دوران کودکی نهفته است (اسکین[۱۵] ،۲۰۰۷).

 

طرحواره هایی که زودتر به وجود می‌آیند ومعمولاٌقوی ترین هستند،از خانواده های هسته ای نشأت می گیرند.همزمان با تحول کودک ،سایر عوامل تاثیر گذار مانند همسالان ،مدرسه ،انجمن های گروهی وفرهنگ ، درشکل گیری طرحواره ها نقش بازی می‌کنند (یانگ ،گلوسکو ویشار ،۲۰۰۳). یانگ (۲۰۰۳)بیان می‌کند ،چهاردسته ‌از تجارب اولیه زندگی ،رونداکتساب طرحواره ها را تسریع می‌کنند که این چهار دسته عبارتنداز :

 

۱-ناکامی ناگوار نیازها :این حالت وقتی اتفاق می افتد که کودک تجارب خوشایندی راتجربه نکند ،درمحیط زندگی چنین کودکی ،ثبات ،درک شدن یاعشق وجودندارد .

 

۲-تجارب اولیه زندگی که طرحواره هارابه وجود می آورند ،دربرگیرنده آسیب دیدن وقربانی شدن هستند،درچنین وضعیتی کودک آسیب می بیند یاقربانی می شود.

 

۳-سومین نوع تجارب ، این است که کودک ،زیادی چیزهای خوب راتجربه می‌کند ،والدین جهت رفاه وآسایش کودک ،همه کار می‌کنند،درحالی که تامین رفاه وراحتی درحد متعادل برای رشد سالم کودک لازم است.

 

۴- نوع چهارم تجارب زندگی، درونی سازی انتخابی یا همانندسازی با افراد مهم زندگی است .کودک به طور انتخابی با افکار ،احساسات ،تجارب ورفتارهای والدین خود همانندسازی کرده ‌و آنها را درونی سازی می‌کند (یانگ وگلوسکو وویشار ،۲۰۰۳).

 

ج-خلق وخوی هیجانی

 

پژوهش های زیادی نشان می ‌دهند که عوامل زیستی درشکل گیری وتحول شخصیت از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند (تورستن وجولیا[۱۶] ،۲۰۰۸).پژوهش های زیادی درباره ی صفات خلق وخویی نوزادان انجام دادند وبه این نتیجه رسیدند که بیشتر این صفات حتی باگذشت زمان، ثابت می مانند (کاگان [۱۷] ،۱۹۸۸).

 

درقسمت پایین به برخی از ابعاد خلق وخوی هیجانی اشاره می شود که اکثر آن ها مادرزادی هستند وغیر قابل تغییر ،مگر از طریق روان درمانی

 

خونسرد مضطرب

 

پایدار بی ثبات

 

حواس پرت وسواسی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:56:00 ب.ظ ]




 

گفتار سوم: منابع حقوق بشر دوستانه

 

نخستین قانون بشردوستانه مدون و منظمی که از سوی یک دولت برای نیروهای مسلح تدوین شد، مجموعه قوانین لیبر بود. این مجموعه قوانین توسط دولت ایالات متحده آمریکا در سال ۱۸۶۳ تصویب شد و هدف آن تنظیم رفتار سربازانی بود که در ایالات متحده درگیر جنگ‌های داخلی بودند. اما این قانون هم جنبه داخلی داشت و فقط در ایالات متحده قابل اجرا بود. اما منادی حقوق بین الملل بشردوستانه به مفهوم امروزی آن، یک تاجر سوئیسی به نام هنری دونان بود. وی در سال ۱۸۵۹ پس از مشاهده جنگی خونین میان سربازان فرانسه و اتریش در محلی به نام سولفرینو، به شدت تحت تاثیر خشونت و رفتارهای غیرانسانی انجام شده در این جنگ قرار گرفته و پس از خاتمه جنگ کتابی با عنوان «خاطرات سولفرینو» به رشته تحریر درآورد. او در این کتاب ضمن نکوهش رفتارهای غیرانسانی، پیشنهاد تصویب یک معاهده بین‌المللی برای کاهش خشونت در جنگها و فراهم آوردن زمینه امداد مجروحان و بیماران جنگها را ارائه داد. او همچنین پیشنهاد کرد که کمیته ای برای به اجرا گذاشتن این معاهده بین‌المللی ایجاد شود. پیشنهاد اول دونان منجر به تصویب کنوانسیون ژنو ۱۸۶۴ شد که پایه گذار حقوق بین الملل بشردوستانه معاصر بود و پیشنهاد دوم او سنگ بنای تأسيس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ گشت. کنوانسیون ژنو ۱۸۶۴ به موضوع بهبود شرایط مجروحان در میدانهای نبرد محدود شد، اما از آن پس ده‌ها معاهده و سند بین‌المللی با مضامین حقوق بشردوستانه به تصویب دولت‌ها رسید.

 

برخی از مهم ترین معاهدات حقوق بشردوستانه بین‌المللی عبارتند از:
۱۸۶۸اعلامیه سن پترزبورگ
۱۸۹۹کنوانسیون لاهه ‌در مورد رعایت قوانین و عرفهای جنگ زمینی و تطبیق اصول کنوانسیون ژنو مصوب ۱۸۶۴بر جنگ‌های دریایی
۱۹۰۷کنوانسیون لاهه برای بازبینی کنوانسیون ۱۸۹۹ لاهه
۱۹۲۵پروتکل ژنو ‌در مورد منع کاربرد گازهای خفه کننده ، سمی یا دیگر گازهای مشابه و روش های باکتریولوژیک در جنگ
۱۹۲۹کنوانسیون ژنو ‌در مورد رفتار با اسرای جنگی
۱۹۴۹کنوانسیونهای چهارگانه ژنو، شامل:
I بهبود شرایط مجروحان و بیماران نیروهای مسلح در میدان نبرد
II بهبود شرایط مجروحان، بیماران و کشتی شکستگان نیروهای مسلح در دریا
III رفتار با اسرای جنگی
IV حمایت از غیر نظامیان در زمان جنگ
۱۹۵۴کنوانسیون لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه
۱۹۷۷پروتکل اول و دوم الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۴۹ برای حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه بین‌المللی و غیر بین‌المللی
۱۹۸۰کنوانسیون منع یا محدودیت استفاده از سلاح‌های خاص معاهده ای
۱۹۹۳کنوانسیون منع تکمیل، تولید، ذخیره سازی و کاربرد سلاح‌های شیمیایی و نابود سازی آن ها
۱۹۹۷کنوانسیون منع ذخیره سازی، تولید و تجارت مینهای ضد نفر و منع استفاده و نابود سازی آن ها
۱۹۹۸اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری
۲۰۰۰پروتکل الحاقی به کنوانسیون حقوق کودک ‌در مورد کودکان سرباز
این نکته را نباید از نظر دور داشت که وقوع برخی درگیری های مسلحانه بر توسعه و تکامل حقوق بین الملل بشردوستانه تاثیر بسیار داشت. مثلا” استفاده از سلاح‌های شیمیایی و گازهای سمی و بدرفتاری با اسرا در جنگ جهانی اول زمینه تصویب معاهدات ۱۹۲۵ راجع به منع کاربرد گازهای خفه کننده و سمی و کنوانسیون ۱۹۲۹ راجع به رفتار با اسرای جنگی را فراهم آورد و تصویب کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو ۱۹۴۹ پاسخی به فجایع جنگ جهانی دوم بود.

 

گفتار چهارم: اصول اساسی حقوق بشر دوستانه

 

در حقوق بشر دوستانه بین‌المللی اصول ذیل را می توان به عنوان اصول اساسی دو نظر گرفت.

 

الف- اصل رفتار انسانی و عدم تبعیض

 

منظور از این اصول آن است که با همه انسان ها باید رفتاری انسانی و بدون هر گونه تبعیض ناشی از جنسیت، ملیت، نژاد، مذهب، یا عقاید سیاسی بگیرد. در این زمینه مواد ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند ۲ ماده ۲ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این باره آمده است که باید با افراد انسانی رفتاری انسانی و عدم تبعیض می‌باشد.[۳]

ب- اصل محدودیت

 

معنای ین اصل آن است که استفاده از سلاح هایی که آسیب های غیر ضروری با جراحات بیش از حد لزوم وارد نمایند ممنوع است.

 

ج- اصل ضرورت نظامی

 

هر فعالیت نظامی باید بر اساس دلایل نظامی توجیه شده باشد، فعالیتی که فاقد ضرورت نظامی باشد ممنوع است. این بدان معنا می‌باشد که حمله به غیر نظامیان و کسانی که خارج از صحنه قرار دارند ممنوع است. زیرا با این کار هیچ مزیت نظامی به دست نمی آید. هم چنین ه اقدامی و عملی که بر حسب ضرورت برای انهدام و نابود اموال دشمن به عمل آید، باید با قواعد مربوط به تمایز و تناسب مطابقت داشته باشد.

 

د- اصل تفکیک در این اصل باید بین افراد و اموال نظامی و افراد و اموال غیر نظامی تفکیک ضرورت گیرد. از آنجایی که حمله به افراد واموال غیر نظامی ممنوع است. نتیجه تفکیک آن است که از این افراد و اموال حمایت لازم به عمل خواهد آمد.

 

ر- اصل تناسب

 

در این اصل، صدمات اتفاقی ناشی از یک جمله در مقایسه با مزیت نظامی مستقیم و قطعی که از آن حمله انتظار می رود، نباید بیشتر باشد. دیوان بین‌المللی دادگستری نیز در ارتباط با اصول حاکم بر ابزار ها و سلاح های جنگی در پاراگراف ۹۰ رأی‌ مشرتی ۱۹۹۶ خود ‌در مورد کاربرد سلاح های هسته ای اعلام کرد که دو اصل تفکیک و تناسب و اصول اساس حقوق بشر دوستانه می‌باشند.

 

ی- اصل حسن نیت

 

در این اصل آمده است که هر گونه مذاکره میان طرفین متخاصم اصل حسن نیت باید رعایت شود.[۴]

 

اجرای حقوق بین‌المللی بشر دوستانه یکی از وظایف اصلی صلیب سرخ و هلال احمر می‌باشد. جمعیت های ملی، به ویژه برای پیش برد اجرای حقوق بشر دستانه در کشورهای خود ایجاد کنند.

 

نقش جمعیت های ملی در همکاری با دولت های خود برای رعایت حقوق بین‌المللی بشر دوستانه و حمایت از صلیب سرخ و هلال احمر به رسمیت می شناسند.

 

اجرای حقوق بشر دوستانه، عبارت است از مجموعه اقداماتی که دولت ها هم در زمان صلح و هم در زمان جنگ برای تضمین اجرای تعهدات حقوق بین‌المللی بشر دوستانه به عهده دارند. که این موارد و اقدامات به شرح ذیل اعلام می‌گردد:

 

۱-جلوگیری از جنایات جنگی

 

۲-حمایت از علایم صلیب سرخ و هلال احمر

 

۳-حمایت از تضمینات اساسی

 

۴- نصب مشاورین حقوقی در نیروهای مسلح خود

 

۵- اشاعه حقوق بین الملل بشر دوستانه.

 

گفتار پنجم: مبانی حقوق بشر دوستانه

 

حقوق هر کشور مرکب از مجموعه قواعد الزام آور و زاده عوامل سازنده حقوق است، چون مبانی حقوق بشر دوستانه با مبانی کلی علم حقوق دارای مبنای واحدی است « نیروی الزام آور حقوق از کجا سرچشمه می‌گیرد، چرا باید از حقوق اطاعت کرد. چه نیروی پشتیبانی قانون است، شناخت این نیروی پنهانی خمیر مایه همه اندیشه‌های حقوقی و پیچیده ترین مسئله فلسفه حقوق است.[۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:27:00 ب.ظ ]




 

نیاز به ارتباط متقابل، شناخت اجتماعی و حس تعلق داشتن در دومین سطح هرم مازلو قرار دارد. انسان ها به صورت غریزی نیاز دارند به جایی بروند که دیگران آن ها را می شناسند و این نیاز را می توان در محیط های مختلف اینترنت ارضا کرد و این “برتری” است که قدرت اعتیاد آوری اینترنت را فراتر از یک بازی ویدیویی می‌کند، زیرا حاوی چیزی است که این بازی ها فاقد آن هستند: اشخاص دیگر و مردم به افراد دیگر نیاز دارند. از دیدگاه سولر، اینترنت از آن روی بسیار فریبنده و جذاب است که جایگزین منحصر به فردی برای ارضای نیازهای اجتماعی است(سولرو هلند[۳۸]، ۲۰۰۳).

 

نیاز به یادگیری، پیشرفت، اشراف در محیط و عزت نفسی که از دستاوردهای فرد ناشی می شود، در سطح بعدی هرم نیازهای مازلو قرار می‌گیرد. نظریه کنشگر در روانشناسی ادعا می‌کند، زمانی که دست یافته های کوچک به سرعت حاصل می‌شوند، یادگیری در بهترین حالت خود قرار دارد. ‌به این دلیل کامپیوتر ها چنین اعتیاد آور هستند که این کار را به صورتی کارآمد و رضایت بخش انجام می‌دهند. گرچه برای افرادی که انگیزه آنان جبران احساسات دیرینه شکست، بی کفایتی و جبران درماندگی یا غلبه بر نیاز شدید شناخته شدن، مورد تحسین قرار گرفتن و عشق است، علاقه شدید به پیشرفت در فضای مجازی می‌تواند به اعتیادی بدل شود که هرگز ارضا نمی شود(ملک احمدی و جعفریان، ۱۳۹۰).

 

نیاز به خودشکوفایی در بالای هرم مازلو قرار می‌گیرد. این نیاز دربرگیرنده بسیاری از نیازهای سطوح پایین، یعنی نیاز به برقراری روابط متقابل، ابراز خود، ارضای نیازهای هنری و ذهنی از طریق مشارکت در دنیای اطراف نیز است، اگرچه کلید دستیابی به خودشکوفایی این است که این نیاز مستلزم تلاش برای شکوفایی شخص به عنوان فرد منحصر به فردی باشد. افراد احساس می‌کنند با برقراری رابط با دیگران رشد می‌کنند. آن ها با کاوش در ابعاد تکنیکی و اجتماعی اینترنت، توانایی‌های بالقوه ذهنی خود را ارضا می‌کنند. همچنین با بهره گرفتن از ابزارهای ارتباطی گوناگون در اینترنت، به علایق درونی و گرایش ها و وجوهی از شخصیت خود آگاهی می‌یابند که پیش از این پنهان بودند. از نظر مازلو، یکی دیگر از جنبه‌های مهم خودشکوفایی، رشد معنویت فرد است. اینکه افراد در فضای مجازی زندگی معنوی خود را بیابند، برای بسیاری مضحک به نظر می‌رسد. اما برای برخی کاربران که در اقلیت هستند، فضای مجازی راهی برای دستیابی به رمز و رازهایی درباره ماهیت آگاهی، واقعیت و خود است(همان).

 

تاثیر اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان، اعتماد و افسردگی

 

به رغم برتری ها و مزیت های استفاده از اینترنت، نگرانی های جدیدی در خصوص استفاده از آن و تاثیراتی که این تکنولوژی بر ابعاد مختلف زندگی انسان می‌گذارد هر روز در حال افزایش است. کاربران در پی استفاده روزافزون از اینترنت و زندگی در فضای مجازی به مدت طولانی، نوعی وابستگی کاذب به آن پیدا می‌کنند که رهایی از آن امری دشوار است(رسولی و آزادمجد، ۱۳۹۲).

 

پرداختن هر چه بیشتر به کیفیت دنیای مجازی بر روحیات و خلق و خوی افراد گوناگون است. لذا استفاده زیاد از اینترنت سبب تنبلی های جسمی، تقویت کم تحرکی و کاهش روابط با دیگران در دنیای واقعی و در نتیجه انزوای اجتماعی می شود. همچنین، افرادی که بیش از حد معمول رایانه استفاده می‌کنند، بیشتر احتمال دارد که چاق شوند، تهاجمی باشند، احساس اضطراب کنند و در فراگیری فرآیندهای آموزشی کندتر عمل کنند و در نتیجه سلامت روانی آن ها به خطر بیفتد. به طور قطع استفاده زیاد از اینترنت معضلات و بحران های روحی و جسمی خاص خود را به همراه خواهد داشت که اگر به موقع تشخیص، به آن پرداخته نشود، می‌تواند سلامت روانی جامعه را با چالش های جدیدی روبرو کند(میرزائیان و همکاران، ۱۳۹۰).

 

اعتیاد به اینترنت شامل اعتیاد به اتاق های گپ، آنلاین و خریدهای اینترنتی می شود. همچون دیگر اعتیادها، اعتیاد به اینترنت، فرد معتاد را از خانواده و اطرافیانش منزوی می‌سازد. اعتیادهای رفتاری، همچون اعتیاد به شبکه های اینترنت می‌تواند موجب تخریب سلامت، روابط، احساسات و نهایتاً روح و روان فرد گردند. به نظر می‌رسد که استفاده اعتیادی از اینترنت، همانند دیگر انواع اعتیاد، دارای دوره تحمل و ترک مشابهی است(ین و همکاران، ۲۰۰۷).

 

استفاده بیش از حد از اینترنت، انسان ها را از جامعه و ارتباطات اجتماعی واقعی دور ساخته و با حذف تعاملات واقعی اجتماعی و تسلط بر زندگی افراد می‌تواند با احساس تنهایی و در نهایت افسردگی در ارتباط باشد. زیرا کاربران اغلب با انتصاب روابط برخطی که ساختگی و ضعیف است و جایگزینی و ترجیح آن بر تعاملات عینی زندگی، به روابط واقعی زندگی کمتر بها می‌دهند و همین موضوع، می‌تواند با بروز افسردگی در ارتباط باشد. با افزایش افسردگی و تنهایی، معتادان اینترنتی باز هم بیشتر و هربار برای مدت طولانی تری به اینترنت وصل می‌شوند. این همان چرخهای است که در الکلی ها هم دیده می شود؛ یعنی نوشیدن برای فرار از مشکلات، سپس احساس بدتر شدن و سرانجام بیشتر نوشیدن برای رهایی از احساسات ناخوشایند. نتیجه ای که در این بحث به دست می‌آید، اثبات اصل همایندی اعتیاد به اینترنت با اختلالات دیگر است. یعنی اعتیاد به اینترنت غالباً با یکی دیگر از ا ختلالات روحی و روانی در افراد همراه است(یانگ، ۱۹۹۸، به نقل از بیدی و همکاران، ۱۳۹۱).

 

همانند تمام انواع دیگر اعتیاد، اعتیاد به اینترنت نیز با علائمی همچون اضطراب، افسردگی، کج خلقی، بی قراری و افکار وسواسی یا خیالبافی راجع به اینترنت همراه است. از طرفی، در عین حال که روابط این افراد در جهان مجازی افزایش می‌یابد، در مقابل از دامنه ی روابط آنان در جهان واقعی کاسته می شود. اختلال اعتیاد اینترنتی نوعی اختلال روان شناختی – اجتماعی است که از مشخصه‌ های آن، علایم کناره گیری، اختلالات عاطفی و از هم گسیختگی روابط اجتماعی است. اعتیاد اینترنتی، انسان ها را به افرادی رها شده تبدیل می‌کند و بر روابط اجتماعی آنان تأثیر می‌گذارد. در نتیجه استفاده بیش ازحد از اینترنت، بهره وری و بازده کاری کاربران اینترنت، پایین می‌آید. آنان با تأخیر به محل کار می‌روند و دچار کم کاری می‌شوند. عدم تحرک جسمی و چاقی به همراه علایمی چون درد کمر، پشت و ماهیچه، از دیگر تبعات این مسأله اند. این کاربران به هر حال، حتی در صورت کناره گیری از اینترنت، دچار علایم اختلال می‌شوند(میرزائیان و همکاران، ۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:58:00 ب.ظ ]




 

یکی از معروف­ترین مدل‌های ارائه شده در زمینه سازگاری تحصیلی از سوی (تنیتو،۱۹۷۵) با عنوان تناسب شخص- محیط، ارائه شده است. بر اساس مدل مذکور، چنانچه ویژگی‌های فردی دانشجویان مانند تجارب آموزشی قبلی، مهارت‌ها، انگیزه و قصد ورود به رشته تحصیلی،‌با الزامات و شرایط آموزشی- تحصیلی دانشگاه هماهنگ بوده و منجر به ایجاد تجربه‌ای خوشایند و مورد انتظار شود سازگاری و عملکرد تحصیلی ارتقاء می‌یابد، ‌اما اگر فردی پس از ورود به دانشگاه خود را با الزاماتی فراتر از توانایی‌هایش روبه روببیند و یا احساس کند که شرایط تحصیلی موجود با خواسته‌ها، علایق و ترجیحات او همخوانی ندارد،‌تجربه منفی در او ایجاد می‌شود که علاوه بر عوارضی مانند کاهش عملکرد تحصیلی و سرخوردگی ممکن است به ترک تحصیل نیز منجر شود. مدل‌سازگاری تنیتو در نتایج و بررسی‌های بعدی مورد حمایت قرار گرفته است (تنیتو، ۱۹۷۵،‌به نقل از یوسفی و همکاران، ‌).

 

(دنیز،‌هامارتا ،‌واری،۲۰۰۵) سازگاری تحصیلی را با برخورداری از مهارت‌های ارتباطی مؤثر و موفقیت در تعاملات اجتماعی محتمل‌تر دانسته‌اند. دانش‌آموزانی که دارای مهارت­ های ارتباطی مؤثر هستند،‌ارتباطات را به عنوان وسیله‌ای در حل مشکل دانسته و در زمینه تحصیل،‌به گونه‌ای سازگارتر عمل می‌کنند (مینهان، ۲۰۰۶؛ به نقل از اردلان و حسین چاری، ۱۳۹۰). توانمندی‌ها و شایستگی‌های اجتماعی و هیجانی از عوامل تعیین‌کننده و تأثیرگذار بر سازگاری تحصیلی محسوب می‌شوند (موسوی و همکاران، ۲۰۰۹،‌به نقل از زاهد و همکاران، ۱۳۹۱).

 

۲-۳-۶٫ مروری بر پیشینه تحقیق سازگاری تحصیلی

 

۲-۳-۶-۱٫ تحقیقات انجام ‌شده در خارج از کشور

 

نگوک، اسکای،نگوک و منیاگا[۱۰۴] (۲۰۱۳) در پژوهشی تجربی به بررسی تأثیر آموزش مدیریت زمان بر روی سازگاری تحصیلی دانش آموزان کج رفتار دبیرستانی پرداختند. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد دانش­آموزانی که از آموزش مهارت مدیریت زمان برخوردار شدند (گروه آزمایش) سازگاری تحصیلی بالاتری نسبت به دانش ­آموزان گروه کنترل از خود نشان دادند.

 

کازان[۱۰۵] (۲۰۱۲) در پژوهشی تحت عنوان راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پیش ­بینی­کننده سازگاری تحصیلی به بررسی عوامل پیش ­بینی­کننده سازگاری تحصیلی در میان دانشجویان سال اول دانشگاه براسکوی رومانی پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد راهبردهای خودتنظیمی و سوابق تحصیلی موفقیت­آمیز سهم معناداری در پیش ­بینی سازگاری تحصیلی دارد.

 

ریرز (۲۰۱۱) در تحقیق خود با عنوان سبک‌های مقابله­ای و شیوه های سازش به عنوان عامل مؤثر بر سازگاری با دانشگاه در دانشجویان سن­تیاگو، سبک‌های مقابله­ای را به عنوان یکی از عوامل فردی مؤثر در پیش ­بینی سازگاری تحصیلی دانشجویان شناسایی کرد .این یافته با پژوهش‌های نیکولاس و ویس (۲۰۰۶)، استوور (۲۰۰۱) و همچنین گرین ( ۲۰۱۰) همسو می‌باشد.

 

زیویک و همکاران(۲۰۰۷) در تحقیقی به بررسی تفاوت سن و جنس با سازگاری تحصیلی، اجتماعی دانشجویان در دانشگاه پرداخته و نتایج نشان داد که دختران دانشجو سازگاری اجتماعی و آموزشی بهتری نسبت به پسران دانشجو داشتند.

 

زیچوسکی(۲۰۰۷) در تحقیقی عوامل اجتماعی و تحصیلی تأثیرگذار بر سازگاری تحصیلی دانشجویان پنسیلوانیا را بررسی کرد و نتایج نشان داد که عوامل متفاوتی بر سازگاری اجتماعی و تحصیلی دانشجویان تأثیر می‌گذارد از آن جمله درک اجتماعی، حمایت خانواده از ارزشمندترین پیش‌بینی‌کننده های سازگاری شخصی- هیجانی ‌هستند و همچنین خودکارآمدی بطورمعناداری با سازگاری تحصیلی و اجتماعی در ارتباط بوده و مهم­ترین پیش‌بینی‌کننده سازگاری تحصیلی محسوب می‌شود.

 

کونارد(۲۰۰۶) در پژوهشی تحت عنوان چطور شخصیت و رفتار عملکرد تحصیلی دانشجویی را پیش‌بینی می‌کند؟ ‌به این نتیجه رسید که رفتار و ۵ صفت شخصیت، عملکرد دوره آموزشی را پیش‌بینی می‌کنند و همچنین سازگاری تحصیلی، ‌عامل مؤثری در پیشرفت و موفقیت تحصیلی می‌باشد.

 

دیسون و رنک(۲۰۰۶) در بررسی سازگاری دانشجویان جدیدالورود در مقابله با فشار روانی و دغدغه‌های ورود به دانشگاه و کنار آمدن با آن در دانشگاه اورلاندوی فلوریدا بیان کردند که عدم سازگاری تحصیلی می‌تواندمنجربه ایجاد افسردگی، احساس تنهایی وکاهش کیفیت زندگی تحصیلی شود.

 

میلز، ‌پاجارس و هرون (۲۰۰۶) در تحقیقی به بررسی پرداخته و نشان دادند که دختران احساس خودسودمندی تحصیلی بیشتری در مقایسه با پسران دارند و از راهبردهای مؤثرتری در انجام وظایف و تکالیف تحصیلی استفاده می‌کنند.

 

ویس، کریس تنسون و لافلام(۲۰۰۴) در بررسی وضعیت سلامت و ارزیابی کیفیت زندگی دانشجویان با همتایان شاغل خود در سوئد ‌به این نتیجه رسیدند که سازگاری تحصیلی عامل مؤثری در افزایش رضایتمندی و کیفیت زندگی دانشجویان می‌باشد.

 

۲-۳-۶-۲٫تحقیقات انجام‌شده در داخل کشور

 

حاجی شمسائی، کارشکی، امین یزدی)۱۳۹۲) پژوهشی به هدف مطالعه رابطۀ بین خودتنظیمی و سازگاری تحصیلی دانش ­آموزان پایه سوم مدارس راهنمایی انجام دادند. یافته­ ها نشان می­دهد که خـودتنظیمی بـا ناسـازگاری رابطـه منفـی معنـاداری دارد.

 

یگانه، سلطانی شال، کافی و خانزاده(۱۳۹۲) در مطالعه­ ای به بررسی رابطه بین هوش هیجانی، مدیریت زمان و کیفیت زندگی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه گیلان پرداختند. نتایج پژوهش بیانگر وجود همبستگی مثبت معنادار بین هوش هیجانی، مدیریت زمان و کیفیت زندگی با پیشرفت تحصیلی است تحلیل رگرسیون ‌نیز نشان داد که هوش هیجانی، مدیریت زمان و کیفیت زندگی به طور معناداری قادر به پیش ­بینی پیشرفت تحصیلی هستند.

 

بهرامی و بهرامی(۱۳۹۱) در پژوهشی به بررسی رابطه بین خودتنظیمی یادگیری و سازگاری (عاطفی، اجتماعی وآموزشی) درکاربران و غیر کاربران اینترنت دانشجویان دانشگاه پیام نور پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد بین خودتنظیمی و انواع سازگاری به خصوص سازگاری آموزشی رابطه معنی­داری وجود دارد.

 

زارعی، میر‌هاشمی، پاشا شریفی(۱۳۹۱) در پژوهشی در ارتباط سبک‌های تفکر با سازگاری تحصیلی در دانشجویان نشان دادند که سازگاری تحصیلی با سبک‌های تفکر اجرایی، قضایی، سلسله مراتبی،‌آزاداندیشی و سبک‌های تفکر نوع اول همبستگی مثبت و معنادار داشته و هم‌‌چنین سبک‌های تفکر به شکل معناداری پیش‌بینی‌کننده سازگاری تحصیلی هستند.

 

شهنی ییلاق، مجیدی، حقیقی مبارکه(۱۳۹۱) دربررسی رابطه علّی هوش کلی و هوش هیجانی،‌با عملکرد تحصیلی با میانجی­گری اضطراب امتحان و سازگاری در دانش‌آموزان نشان دادند که بین سازگاری و عملکرد تحصیلی رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد همچنین هوش کلی و هوش هیجانی به طور غیر مستقیم از طریق سازگاری با عملکرد تحصیلی رابطه داشته و می‌توانند عملکرد تحصیلی را تحت تأثیر قرار دهند.

 

اردلان و حسین چاری(۱۳۹۰) در پیش­­بینی سازگاری تحصیلی بر اساس مهارت‌های ارتباطی با واسطه باورهای خودکارآمدی نتیجه گرفتند که مهارت‌های ارتباطی به طور مثبت پیش‌بینی‌کننده خودکارآمدی است و خودکارآمدی نیز به طور مثبت سازگاری تحصیلی را پیش‌بینی می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:30:00 ب.ظ ]




 

۲-۱۳-۴ مرحله ی افول یا سکون :در این مرحله چنانچه فرصت‌های رشد وجود داشته باشد، به احتمال قریب به یقین بسیار ناچیز است . شاخص‌های سودآوری، نقدینگی و ایفای تعهدات روند نزولی داشته وشرکت درشرایط رقابتی بسیار شدیدی قرار داشته، ضمن اینکه هزینه ی تأمین مالی از منابع خارجی نیز بالا است به گونه ای که در اغلب موارد بازده سرمایه گذاری یا بازده سرمایه گذاری تعدیل شده کمتر از نرخ تأمین مالی است.(ادیزس،۱۹۸۹)

 

۲-۱۴ محافظه کاری حسابداری و دوره عمر شرکت ها

 

تقاضا برای محافظه کاری ازعوامل مختلفی ناشی می­ شود که از جمله مهمترین آن ها شامل انعقاد قراردادهای کارا، کاهش دعاوی حقوقی، کاهش یا به تعویق انداختن مالیات، خنثی کردن تمایل جانبداری مدیران، کاهش هزینهای سیاسی، کاهش کشمکش بین بستانکارن و سهام‌داران، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت‌های کوچک، کاهش فشارها و تهدیدات رقابتی و افزایش کیفیت اطلاعات مالی را ‌می‌توان نام برد.

 

شرکت ها در مراحل مختلف چرخه عمر سیاست های متفاوتی را در زمینه مدیریتی و حسابداری در پیش می گیرند که از آن جمله می توان به به کارگیری محافظه کاری اشاره کرد. از آنجایی که در واقع دلایل استفاده از محافظه کاری در دیدگاه های محافظه کاری گنجانده شده است ما نیز از طریق بیان دیدگاه های محافظه کاری به بیان این که چگونه نیاز به استفاده از محافظه کاری در شرکت های رو به افول کمرنگ می شود می پردازیم.

 

۲-۱۴-۱ قرارداد ها

 

شرکت ها برای رشد بیشتر نیازمند انعقاد قرار داد های بیشتری نیز هستند این قرار دادها شامل قرار داد وام و قرار داد با مدیران می‌باشد. انعقاد قرارداد موجب ایجاد هزینه­ های نمایندگی است. مشکل زمانی به وجود می ­آید که مدیریت دوست دارند در پروژهای سرمایه گذاری کنند که ریسک آن ها بیشتر است، زیرا انتظار بازدهی نیز بیشتر است. در قراردادهای بدهی بازده مازاد برای شرکت است و بستانکاران سهمی در این سود مازاد نخواهند داشت و وقتی پروژها زیان ده باشند عواقب اصلی این زیان متوجه اعتباردهنگان خواهد بود. جستجو برای دستیابی به نوعی ساز و کار جهت کاستن این هزینه­ ها منجر به تقاضا برای خدمات حسابداری به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند قراردادهای واحد تجاری شده است. بیشتر قراردادهای واحد اقتصادی با اشخاص حقیقی و حقوقی بر مبنای ارقام حسابداری تنظیم می­گردد، تا هزینه­ های نمایندگی کاهش پیدا کند. به موقع بودن، تأئید­پذیری و عدم­تقارن در تأئید پذیریِ ارقام حسابداری( اخبار خوب و بد) از اهمیت برخوردار است و اعمال محافظه کاری را می­طلبد. برای مثال، محافظه کاری می ­تواند رفتار فرصت­طلبانه مدیران را در گزارشگری شاخص­ های حسابداری مورد استفاده در قرار­دادها محدود نماید. تا زمانی که برای گزارشگری عملکرد مدیریت از معیار­ها و شاخص­ های حسابداری استفاده می شود، مشکلات اخلاقی همواره در گزارشگری مالی وجود خواهد داشت(واتس، ۲۰۰۳).

 

در عمل، محافظه کاری در حسابداری، رفتار جانبدارانه مدیر را خنثی کرده و شناسایی سود را به تأخیر می اندازد. در قراردادها، اثرات مذبور ارزش شرکت را افزایش می‌دهد، زیرا محافظه کاری پرداخت­های نادرست مدیر به خود و سایر گروه­ ها نظیر سهام‌داران را محدود می‌کند. بر این اساس شرکت های رو به رشد که دارای قرار دادهای بیشتر و هزینه های نمایندگی بیشتری هستند تمایل بیشتری را برای استفاده از محافظه کاری نشان می‌دهند.

 

۲-۱۴-۲ دعاوی حقوقی

 

یکی دیگر از دلایل به کارگیری محافظه کاری دعاوی حقوقی است. (واتس، ۲۰۰۳) معتقد است که دعاوی حقوقی معمولاً زمانی مطرح می شود که سود خالص و خالص دارایی­ های واحد تجاری، بیش از حد گزارش شده باشد. لذا اتخاذ رویکرد محافظه ­کارانه با کاستن از سود خالص و در نتیجه خالص دارایی­ های گزارش شده، دعاوی حقوقی علیه شرکت و حسابرسان شرکت را به حداقل می­رساند. از آنجایی که شرکت های رو به افول دارای آینده اقتصادی نا مناسبی هستند از رو به رو شدن با دعاوی حقوقی بیم کمتری نسبت به شرکت های رو به رشد دارند در نتیجه کمتر محافظه کارند.

 

۲-۱۴-۳ مالیات

 

می‌دانیم که شرکت های رو به رشد نسبت به شرکت های رو به افول دارای شرایط اقتصادی مساعد تر و در نتیجه سود بیشتری را کسب می‌کنند.یکی از دلایل به کارگیری محافظه کاری کم­نمایی سود حسابداری است. برای اینکه سود حسابداری در تعیین میزان نرخ مالیات اثر اجتناب ناپذیر دارد. سود حسابداری کمتر، هزینه مالیاتی کمتر را نیز به دنبال خواهد داشت.

 

مالیات این انگیزه را ایجاد می‌کند که سود حسابداری گزارش شده کمتر از واقع باشد. مادامی که شرکت سودآور و نرخ سود مالیاتی مثبت باشد، ‌می‌توان با به تعویق انداختن شناسایی سود، ارزش فعلی مالیات را کاهش داده و ارزش خالص دارایی­ ها را کمتر گزارش کرد. ‌به این ترتیب مالیات بر درآمد به عنوان توجیه برای محافظه کاری تلقی گردیده است. ‌بنابرین‏ از دیدگاه مالیاتی شرکت های رو به رشد انگیزی بیشتری برای اعمال محافظه کاری دارند.

 

۲-۱۴-۴ هزینه­ های سیاسی

 

در دیدگاه هزینه سیاسی بیان شد که صاحبان قدرت انگیزه دارند که برای انتقال ثروت از شرکت­ها به خودشان یا سایر ذینفعان موضع بگیرند. این مواضع به شکل الزام بعضی از شرکت­ها به پرداخت مبالغی برای موارد اجتماعی نظیر (آلودگی محیط زیست، زلزله و جنگ )؛ تحمیل نرخ‌های مالیاتی بالاتر یا محروم کردن آن ها از بعضی از مزایا و حقوق صورت ‌می‌باشد. هزینه های تحمیل شده به شرکت‌ها تابعی از قدرت سود آوری و اندازه آن­ها است،زیرا شرکت‌ها ی کوچکتر کمتر مورد توجه هستند و در نتیجه کمتر در معرض انتقال سیاسی ثروت واقع می­شوند. به عبارت دیگر شرکت‌های بزرگ و موفق­تر که تحت فشارهای سیاسی هستند، انگیزه بیشتری برای استفاده از رویه های کاهنده سود خالص و در نتیجه حسابداری محافظه ­کارانه دارند.

 

برخی از شرکت‌ها با مشخصات اقتصادی خاص، بیشتر موضوع قوانین سختی که دولت یا سایر ‌گروه‌های قانون‌گذار وضع ‌می‌کنند و هزینه در پی دارند قرار می گیرند و ‌بنابرین‏، برای فرار از این گونه هزینه ­ها(عواقب اقتصادی)، انگیزه بیشتری برای استفاده از گزارشگری در جهت کاهش خروج منافع از شرکت خواهندداشت.

 

بنا براین شرکت های رو به رشد که دارای شرایط مناسب هستند برای اینکه کمتر مورد توجه دولت قرار گیرند از محافظه کاری بیشتری استفاده می‌کنند.

 

۲-۱۴-۵ رقابت در بازار

 

پیش از این گفته شد که رقابت در بازار از دیگر عوامل تقاضای محافظه کاری است. بدین گونه که با افزایش رقابت در بازار رقبای موجود در یک صنعت خاص برای جلوگیری از ورود رقبای جدید یا انتشار اطلاعات محرمانه به رقبا موجود محافظه کاری در گزارش­گری مالی را در پیش خواهند گرفت. بدین معنی ­که آنان اخبار و علائم بد و نامساعد در رابطه با عواملی چون حجم تقاضا، بهای تمام شده و قیمتهای فروش را برجسته کرده و اخبار و علائم خوب و مساعد را پوشش می­ دهند با توجه به مطالب بالا به نضر می‌رسد که شرکت های رو به رشد که در شرایط خوبی می‌باشند به دلیل کاهش توجه رقبای خود از محافظه کاری بیشتری استفاده خواهند کرد.

 

۲-۱۴-۶ تامین مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:42:00 ب.ظ ]




 

۲-۱-۱۲- چگونگی کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوی حل مسئله

 

کمک معلم به فراگیر ممکن است شامل تشخیص خطای منطقی در تفکر آن‌ ها چون وجود تناقض، منابع غیرقابل استناد و نیز راهنمایی فراگیران در ارتباط دادن مسئله به زمینه پیشین باشد. شش ویژگی از اعمال و رفتار معلمان را که برای حل مسئله ضرورت دارد، مشخص نموده‌اند که عبارت‌اند از:

 

    1. سؤال‌پیچ کردن و کمک به فراگیران جهت تشخیص مسئله؛

 

    1. به وجود آوردن مسئله در محیطی که در آن بلافاصله داوری و قضاوت انجام نمی‌گیرد؛

 

    1. ایجاد احساس مسئولیت در فراگیران، برای طرح‌ریزی و آزمون راه ‌حل ‌ها و تعیین اینکه چه اطلاعاتی ضروری هستند؛

 

    1. فراهم‌سازی تسهیلات لازم جهت جمع‌ آوری و اخذ اطلاعات توسط فراگیران؛

 

    1. کمک به فراگیران در راهبردهای حل مسئله؛

 

  1. پرهیز از اعمال‌نفوذ در دیدگاه‌ها، داوری‌ها و توصیف‌های حل مسئله فراگیران.

در مرحله ابداع، فراگیران اطلاعات به دست‌آمده و موجود را، در جریان مسئله، مقایسه و نتایجی را استنتاج می‌کنند و در صورت لزوم آن را تغییر می‌دهند. آن‌ ها به مهارت‌هایی چون تبدیل اطلاعات پیچیده به ساده و محدودسازی و حذف اطلاعات غیرضروری تسلط می‌یابند. ارزشیابی اندیشیدن (فراشناخت) یکی دیگر از عوامل اصلی این مرحله است. در مرحله سهیم‌شدن و بحث در یافته ها و روش کار با دیگران فراگیران فرایند فکری خود را بسط می‌دهند. درروند کنش و واکنش، اگر راه‌حل قابل‌قبول، مسئله جدیدی را در پی داشته باشد، در این صورت سؤالات پژوهشی جدید مطرح می‌شوند. ارزشیابی بیرونی (توسط دیگران) در استدلال‌های نادرست یا خطاهای طرح مسئله نیز می‌تواند به طرح سؤال‌های پژوهشی منجر شود. این مرحله فراگیران را قادر می‌سازد تا مهارت‌های خود را در حل مسئله افزایش دهند. (فتحی آذر، ۱۳۸۲: ۳۱۵ تا ۳۱۸)

 

در کلاس درسی که معلمان از راهبردهای یادگیری فعال استفاده می‌کنند، دانش‌آموزان به‌جای واسطه قراردادن معلم برای صحبت، به طور مستقیم با یکدیگر گفتگو و بحث می‌کنند و نیز برای خودشان تولید کارکرده و به مدیریت فعالیت‌هایشان اقدام می‌کنند. در چنین کلاس‌های درسی، معلم در مقام راهنمای یادگیری خدمت گذاری می‌کند. زمینه را برای استقلال در یادگیری فراهم آورده و به پرورش خلاقیت آنان یاری می‌کند. در کلاس‌های درس مبتنی بر راهبردهای فعال، یادگیری، معلمان کمتر به کتاب درسی تکیه می‌کنند؛ آنان کتاب‌های درسی را فقط در جایگاه یک مورد از اسناد اطلاعاتی معتبر تلقی می‌کنند تا حدود زیادی، مدارسی که از یادگیری فعال حمایت می‌کنند، انعطاف‌پذیری بیشتری نشان می‌دهند، به معلمان برای هدایت دانش‌آموزان آزادی عمل زیادی می‌دهند و آنان را مجاز می‌شمارند دروس مورد تدریس خود را با توجه به نیازها و پیش‌زمینه‌های خاص دانش‌آموزان سازمان‌دهی کنند. این مدارس باور دارند که کمک به دانش‌آموز برای کسب تسلط به مهارت‌های حل مسئله و استدلال تحلیلی دست‌کم پراهمیت‌تر از به یادسپاری اطلاعات و ارائه پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده از سوی دانش‌آموزان است (آقازاده،۱۳۹۳: ۱۵۲ تا ۱۵۴)

 

۲-۱-۱۳-نگاهی به گذشته یادگیری مبتنی بر مسئله

 

ریشه یادگیری مبتنی بر حل مسئله را می‌توان در جنبش آموزش‌وپرورش پیشرو، به‌ویژه در آثار دیویی پی‌جویی کرد؟ به‌ خصوص آن‌که دیویی بر این باور بود که معلمان باید با دانش‌آموزان مانند کاوشگران طبیعی رفتار کنند، کاوشگرانی که درصدد جستن و آفریدن هستند. دیویی نوشت که نخستین نگاه به هر موضوعی در مدرسه اگر قرار است به‌جای کسب واژگان، تفکری برانگیخته شود. باید تا جایی که امکان دارد، نگاهی غیررسمی، یا غیر مدرسی باشد. از دیدگاه دیویی، تجارب غیر مدرسه‌ای دانش‌آموزان، نشانه‌ای به دست می‌دهند که باید از آن‌ ها چنان سرمشقی برای تنظیم دروس مبتنی بر علایق یادگیرندگان بهره گرفت. دیویی در کتاب دموکراسی و آموزش‌وپرورش، چنین اظهار ‌کرده‌است:

 

روش‌هایی که دائماً در آموزش‌وپرورش رسمی موفقیت‌آمیز بوده‌اند ریشه در موقعیت‌هایی دارند که سبب تأمل، در زندگی روزانه می‌شود. این روش‌ها به دانش‌آموزان شیوه عمل را می‌آموزند، نه آن‌که چیزی به آن‌ ها بدهد؛ و انجام دادن، تفکر را می‌طلبد یا آن‌که سبب به وجود آمدن پیوندهای قصدمند می‌گردد. یادگیری، نتیجه طبیعی عمل کردن است.

 

بیش از ۸۰ سال است که از نگارش کتاب دموکراسی و آموزش‌وپرورش می‌گذرد، هنوز دیدگاه دیویی نقض نشده است، چراکه اکنون، هم باور یادگیری از طریق عمل کردن مورد تأیید است. معلمانی که یادگیری مبتنی بر مسئله را به کار می‌برند می‌دانند که در دنیای خارج از مدرسه، یادگیرندگان دانش و مهارت‌های حل مسئله را می‌یابند و بسیاری از مسائل زندگی‌شان را حل می‌کنند، برای این کار فقط یک تمرین انتزاعی کفایت نمی‌کند. در واقع، یادگیری مبتنی بر مسئله اساساً برای یادگیرندگان بزرگ‌سال تدوین‌شده است.

 

نحوه آموزش مسئله به دانش‌آموزان یکی از اموری بوده است که پیوسته متخصصان آموزش‌وپرورش در پی حل آن بوده‌اند. در اوایل قرن نوزدهم مدارس لاتین در نظر داشتند تمهیداتی را فراهم آورند که فرا گیراندگان ((عادت‌های ذهنی))[۱۸] مطلوب و درستی را پیدا کنند. در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ هم محققان برنامه های آموزش مهارت‌های تفکری متوسط را تدوین کرده‌اند. به‌هرروی، با تأسف باید گفت محققان هنوز نتوانسته‌اند از بسیاری از دوره های درسی حل مسئله مدارک قابل استنادی گردآوری کنند که نشان دهد، تلاش می‌شود تا بهبود مهارت حل مسئله در حیطه‌ای ویژه؛ به حیطه‌ای دیگر انتقال یابد. روی‌هم‌رفته، تلاش برای تدریس مهارت‌های حل مسئله انتقال‌پذیر در روانشناسی آموزشی زمینه‌ای نامیمون دارد. درعین‌حال مروری بر برنامه های حل مسئله، فروغ ویژگی‌های آموزش حل مسئله اثر‌گذار را کم‌رنگ می‌کند.

 

آزمون حل مسئله به دو جنبه اطلاق می‌شود. ارزشیابی میزانی که شخص می‌تواند مسائل را حل کند و توصیف فرایندی که یک فرد برای حل ‌مسائل به کار می‌برد. گفتنی است که آزمون‌های مفید و مطلوب حل مسئله، آزمون‌هایی هستند که دارای روایی[۱۹]، اعتبار و عینیت هستند. روایی به معنی سنجش چیزی که آزمون برای آن آماده‌شده است. (آقازاده،۱۳۹۳: ۱۵۲ تا ۱۶۱)

 

روش حل مسئله شیوه جدیدی نیست، این روش از زمان سقراط، افلاطون و ارسطو رایج بوده و توسط دانشمندان اسلامی چون ابوعلی سینا و زکریای رازی گسترش‌یافته است؛ اما علاقه‌مندی به حل مسئله در میان صاحب‌نظران آموزش‌وپرورش و روانشناسان در اوایل قرن بیستم بیشتر شده است. ثراندیک (۱۹۱۱)[۲۰] حل مسئله را تعمدی نمی‌داند و آن را تابع آزمون‌وخطا تلقی می‌کند. جان دیویی (۱۹۳۳) برخلاف ثراندیک حل مسئله را فرایندی ارادی و آگاهانه می‌داند و آن را یکی از اهداف مهم تعلیم و تربیت به‌حساب می‌آورد. در دهه ۱۹۶۰ میلادی، روش حل مسئله با نظریه‌پردازانی چون بونر[۲۱] و شواب[۲۲] جان تازه‌ای گرفت و ازاین‌رو پژوهش‌های زیادی درروند آن به عمل آمد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




 

سه نظریه ی پرآوازه ی رویکرد صفات در شخصیت در تعریف صفت در تفاوت های فردی سرشتی در آمادگی اولیه پافشاری داشتند. روش کار آلپورت با انتقاد به روش تحلیل عاملی، بیشتر بر مطالعه ی بالینی استوار بوده حال آنکه کتل و آیزنک از روش ترکیبی و کاربرد تحلیل عاملی بهره گرفته اند. آیزنک سه بعد از صفات، کتل ۱۶ عامل و آلپورت صفات ویژه هر فرد را بی شمار دسته بندی نموده است. آلپورت و کتل به انگیزش اشاره کرده و پیوند میان صفات و انگیزه را مورد بررسی قرار داده‌اند حال آنکه آیزنک به مبحث انگیزش نپرداخته است.

 

رویکرد صفات در شخصیت گرچه به گفته ی شاملو در عرصه روان شناسی تکان دهنده نبود ولی برای شناسایی آدمی و به ویژه انسان معمولی و متوسط سودمند بوده است.(شاملو، ۱۳۸۲)

 

مدل پنج عاملی صفات شخصیت:

 

نظریه های مختلفی برای برای تعیین ویژگی های شخصیتی یا ابعاد شخصیت مطرح شده است اما مدل پنج عاملی مک کری و کوستا[۱۳۰] که در سال های اخیر در مطالعات و تحقیقات زیادی مورد تأیید قرار گرفته ، مبنای بقیه مدل ها شناخته شده است.

 

آن ها معتقدند که اغلب جنبه‌های شخصیت از پنج صفت عمده ناشی شده اند و مانند کتل بر این باورند که شخصیت را می توان با ارزیابی صفاتی که آن ها مشخص کرده‌اند، به نحو شایسته ای توصیف کرد.

 

پنج عامل یا ویژگی غالب شخصیتی در مدل مذکور عبارتند از: درون گرایی در مقابل برون گرایی[۱۳۱] ، وظیفه شناسی یا با وجدانی[۱۳۲] ، روان رنجوری در برابر ثبات احساسی[۱۳۳] ، گشودگی یا استقبال از تجربیات [۱۳۴] و سازگاری یا تطابق پذیری[۱۳۵].(شولتز و شولتز[۱۳۶] ، ۱۹۹۸، به نقل از سید محمدی ، ۱۳۸۶).

 

روان رنجوری ( N )

 

مؤثر ترین قلمرو مقیاس های شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان نژند گرایی می‌باشد . متخصصین بالینی انواع گوناگونی از ناراحتی های عاطفی چون ترس اجتماعی ، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می‌دهند . اما مطالعات بی شمار نشان می‌دهد افراد که مستعد یکی از وضعیت های عاطفی هستند احتمالا وضعیت های دیگر را نیز تجربه می‌کنند( مک کری و کوستا ، ۱۹۹۲( تمایل عمومی به تجزیه عواطف منفی چون ترس ، غم ، دستپاچگی ، عصبانیت ، احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل می‌دهد . هر چند N چیزی بیشتر و آمادگی برای ناراحتی های روانشناختی دارد . شاید عواطف شکننده مانع از سازگاری می شود . مردان و زنان با نمره بالا در این N ، مستعد داشتن عقاید غیر منطقی هستند و کمتر قادر به کنترل تلاش های خود بوده و خیلی ضعیف تر از دیگران با استرس کنار می‌آیند . همچنان که اسم این عامل نشان می‌دهد بیمارانی که به طور سنتی نوروتیک تشخیص داده شده اند کلاً نمره ی بالایی در اندازه های N به دست می آورند (آیزنک و آیزنک ، ۱۹۸۵ به نقل از مک کری و کوستا ، ۱۹۹۸ (.

 

مقیاس N همانند سایر مقیاس ها یک بعد از شخصیت سالم را اندازه می‌گیرد . نمرات بالا ممکن است نشانه ی احتمال بالا برای ابتلا به برخی از انواع مشکلات روانپزشکی باشد اما مقیاس های N نباید به عنوان ‌اندازه ای برای اختلالات روانی در نظر گرفته شود . ممکن است که به دست آوردن یک نمره ی بالا در مقیاسN با یک اختلال قابل تشخیص روانی همراه نباشد ، از طرفی تمام اختلالات روانی با نمره ی بالا در N همراه نیست به عنوان مثال یک فرد ممکن است اختلال شخصیت ضد اجتماعی داشته باشد بی این که نمره ی بالایی در N داشته باشد . افرادی که نمرات آن ها در N پایین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولا آرام ، معتدل و راحت هستند و قادرند که به وضعیت های فشار زا بدون آشفتگی یا هیاهو روبه رو شوند .

 

برون گرایی E

 

برونگراها البته جامعه گرا بوده اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برونگرایی دارای آن است دوست داشتن مردم ترجیح ‌گروه‌های بزرگ و گردهمایی ها ، با جرات بودن، فعال بودن و پر حرف بودن نیز از صفات برون گراهاست .آن ها بر انگیختگی عینی و نیز تحریک را درست وقتی مایلند که بشاش باشند . همچنین سر خوش ، با انرژی و خوشبین هستند . مقیاس های حیطه E به طور قوی با علاقه به ریسک های بزرگ در مشاغل همبسته است (کوستا ، مک کری ، ۱۹۹۸).

 

هر قدر که نشان دادن مشخصات برونگرا ها آسان است به همان اندازه نشان دادن ویژگی های درون گراها مشکل است . در برخی از توصیف های درون گرایی باید به منزله ی فقدان برون گرایی توجه شود تا به عنوان ضد برونگرایی ، از این رو افراد درونگرا لزوماًً از سراب های اجتماعی رنج می‌برند . گر چه این افراد روحیه ای بسیار شاد برونگراها را ندارند ولی آدم های غیر خوشحال یا بدبینی نیستند . شاید خصوصیات گفته شده را عجیب یابید اما آن ها به کمک تحقیقات متعددی برآورده شده اند و موجب پیشرفت های مفهومی در مدل پنج عاملی گردیده اند (کوستا و مک کری ، ۱۹۹۸ ). این تحقیقات موجب تزکیه شدن کلیشه های ذهنی و صفات متقابلی چون شاد- ناشاد ،دوستانه – خصمانه و معاشر –کمرو را به هم متصل می‌کنند و اطلاعات جدیدی را ‌در مورد شخصیت به وجود آورده است .

 

انعطاف پذیری (O )

 

به عنوان یک بند اصلی شخصیت ، انعطاف پذیری در تجربه خیلی کم تر از E و N شناخته شده است . عناصر انعطاف پذیری چون تصور فعال احساس زیبا پسندی ، توجه به احساسات درونی ، تنوع طلبی ، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت ، اغلب نقشی در تئوری ها و بخش های شخصیت ایفا نموده اند. اما به هم پیوستگی آن ها در یک حیطه وسیع و تشکیل عاملی از شخصیت به ندرت مطرح بوده است . مقیاس انعطاف پذیری درست NEOPI-R شاید وسیع ترین بعد تحقیق شده می‌باشد ( مک کری و کوستا ،۱۹۹۸ ).

 

اشخاص منعطف هم در باره ی دنیای درونی و هم درباره ی دنیای برونی کنجکاو هستند و زندگانی آن ها از لحاظ تجربه غنی است . آن ها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش های غیر متعارف بوده و بیشتر و عمیق تر از اشخاص غیر انعطاف پذیر هیجان های مثبت و منفی را تجربه می‌کند. سایر مدل های پنج عاملی اغلب این بعد را عقل نامیده اند و نمرات انعطاف پذیری با آزمون و نمرات هوش هم بسته است . انعطاف پذیری مخصوصا با جنبه‌های مختلف هوش چون تفکر واگرا که عامل در خلاقیت می‌باشد ، مربوط است ( مک کری ، ۱۹۸۷ ) . اما انعطاف پذیری مترادف هوش نسیت. برخی اشخاص خیلی با هوش در مقابل تجربه بسته هستند ، متقابلا برخی اشخاص خیلی انعطاف پذیر ظرفیت هوش خیلی محدود دارند.

 

در قالب تحلیل عوامل اندازه های قابلیت ذهنی عامل ششم مستقلی را تشکیل می‌دهند که مؤلفین آن را خارج از حیطه ی شخصیت در نظر گرفته اند ( مک کری و کوستا ، ۱۹۸۷ ). افرادی که نمره ی پایینی در انعطاف پذیری می گیرند متمایل اند که رفتار متعارف داشته و جایگاه خود را حفظ نمایند . این افراد تازه های آشنا تر را ترجیح می‌دهند و پاسخ های عاطفی آنان خیلی محدود است. ( مک کری و کوستا، ۱۹۹۸)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ب.ظ ]




 

۲-۲-۵ درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» یا MBSR

 

درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»[۱۹۸] توسط جان کابات- زین[۱۹۹] ابداع شده است. این درمان هم اکنون در بیش از ۲۴۰ بیمارستان و کلینیک در آمریکا و کشورهای خارجی آموزش داده می شود (آپل و کیم آپل، ۲۰۰۹). رویکرد کابات- زین برای درمان سوء مصرف مواد شامل وارسی بدن (فن آگاهی از بدن)، یکسری از تغییرات عمدی را در بر می‌گیرد که در آغاز بر کل بدن و سپس بر هر بخشی از بدن در یک شیوۀ بدون داوری متمرکز می شود (کابات- زین، ۱۹۹۰، به نقل از زگیرسکا و همکاران، ۲۰۰۹ ). این درمان یک مداخلۀ درمانی ۸ هفته ای است که شرکت کنندگان هفته ای یکبار برای تقریباً ۵/۲ ساعت به اضافۀ یک روز کامل ملاقات می‌شوند. در این درمان گرچه تکنیک ذهن آگاهی به صورت خالص و بدون کاربرد دیگر درمان های تکمیلی استفاده می شود، اما در خود مداخلات شناختی، رفتاری و آموزشی- روانی را دارا است (دیمیدجیان و لینهان[۲۰۰]، ۲۰۰۳؛ رومر و اورسیلو[۲۰۱]، ۲۰۰۳).

 

کابات- زین تعریف خود از ذهن آگاهی را به صورت مفهوم سازی کیفی ارتقا بخشید و نشان داد که چگونه یک فرد از سلامت خود در فرایند ذهن آگاهی مراقبت کند (کابات-زین، ۱۹۹۰). کابات زین در ۱۹۹۰ ذهن آگاهی را به عنوان آگاهی قضاوتی لحظه به لحظه تعریف می‌کند، او در سال ۱۹۹۴ توجه کردن به اهداف در حال حاضر به شیوه خاص و به صورت غیر قضاوتی را ذهن آگاهی می‌داند و در سال ۲۰۰۳ تعریف خود را کامل تر کرده و ذهن آگاهی را نوعی از آگاهی می‌داند که از طریق توجه به اهداف واقعی و بودن در زمان حال، بدون قضاوت راجع به تجربیات آشکار لحظه به لحظه پدیدار می‌گردد (کابات-زین، ۲۰۰۳). شاپیرو[۲۰۲] و همکاران (۱۹۹۸) با افزودن ۵ کیفیت به ۷ کیفیت مطرح شده از سوی کابات زین، مجموع آن ها را به ۱۲ کیفیت رسانیدند، این کیفیت ها عبارتند از: غیر قضاوتی، پذیرش، صبر، اعتماد، بازبودن، رها سازی، آرامی، سخاوت، همدلی، سپاسگزاری، مهربانی عاشقانه، و ملایمت (به نقل از آذرگون و همکاران، ۱۳۸۸).

 

هیمل اشتین[۲۰۳] (۲۰۱۱) بیان می‌دارد که درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» تاریخی طولانی از تحقیق دارد و در کاهش استرس و افزایش سلامتی روانی در جمعیت های مختلف در طول ۳ سال گذشته، ثبات نشان داده است. همچنین ثابت شده است که کاربرد این درمان باعث کاهش یافتن کورتیزول[۲۰۴] بزاق (که نوعی واکنش به استرس می‌باشد) شده است ( کارلسون[۲۰۵] و همکاران، ۲۰۰۴). در کل، مطالعات جدید مراقبۀ ذهن آگاهی بر اساس رویکرد اصلی کابات- زین را برای درمان سوء مصرف مواد و نیز افسردگی، اضطراب و درد به کار برده اند (کابات-زین، ۱۹۹۰).

 

محققانی دیگری از قبیل گراسمَن و همکاران (۲۰۰۴)، گریسون و همکاران (۲۰۱۱)، اسپکا و همکاران (۲۰۱۱)، و گرامر و همکاران (۲۰۱۲) هم در پژوهش های خود به نتایج مثبت درمان MBSR بر افزایش سلامتی در آزمودنی ها دست یافتند.

 

۲-۲-۶ نشخوار فکری

 

تفکر در بارۀ مشکلاتمان، بدون شک، روشی مؤثر در حل مسائل است. اگر ما در پی آن هستیم که با یکی از جریانات زندگیمان انطباق پیدا کنیم، در بارۀ آن فکر می‌کنیم، راه حل های مختلف را مرور می‌کنیم، و سپس یکی از آن ها را انتخاب می‌کنیم. ولی بعضی اوقات، ما در مرحلۀ تفکر در بارۀ مسئله باقی می مانیم و دورتر نمی رویم و این امر بیشتر زمانی می افتد که افکار ما منفی باشند. واتکینز و مولدز[۲۰۶] (۲۰۰۵) نشخوارفکری را افکار مربوط به احساس غم می دانند و از آن تحت عنوان نشخوار فکری غم یاد می‌کنند.

 

نشخوار فکری با افکار منفی تفاوت دارد، پاپا جورجیو و ولز در سال ۲۰۰۱ در مطالعه ای نشان دادند که افکار خودآیند منفی[۲۰۷]، ارزیابی های کوتاه و مختصری از شکست ها در بیماران افسرده اند، در حالی که نشخوار فکری، زنجیره ای طولانی از افکار تکراری، چرخان، و خود متمرکز و پاسخی به افکار منفی اولیه است (پاپاگورجیو و ولز[۲۰۸]، ۲۰۰۱). نالن هاکسما عوامل نشخوار فکری را در والدین بیش کنترل کننده، وجود سابقه آزار جنسی، هیجانی و جسمی از دوران کودکی به عنوان عوامل معنادار در شکل گیری سبک نشخوار فکری معرفی کرده‌اند (نالن- هاکسما و دیویس، ۱۹۹۹، به نقل از آذرگون و همکاران، ۱۳۸۸).

 

نشخوار فکری بر روی توانایی‌های طبیعی و انطباقی ذهن تأثیر می‌گذارد و منجر به مشکلات روانی بیشتر می شود، به عنوان مثال هولگین[۲۰۹] (۲۰۱۰) بیان می‌دارد که نشخوار فکری فرایندی توانا است که بر روی ظرفیت شناختی[۲۱۰] افراد تاثیر می‌گذارد و چالشی می شود که بعضی از افراد نمی توانند از اثرات منفی آن (از قبیل خستگی، استرس و اضطراب) بهبود یابند و یا بنا به گفتۀ آپتون (۲۰۱۱)، نشخوار فکری باعث شدید شدن و ماندگاری خلق منفی[۲۱۱]، تخریب تمرکز، تخریب حافظه و اختلال در حل مسئله می شود و انگیزه را برای رفتار ابزاری[۲۱۲] کم می‌کند و پیش بین شروع دوره های[۲۱۳] افسردگی در آینده است. مطالعات دیگری نشان داده‌اند که نشخوار فکری باعث خلق منفی پایدار، گسترش شناختهای منفی[۲۱۴]، و کاهش توانایی حل مسئله در آزمودنی های افسرده می شود (واتکینز و مولدز، ۲۰۰۵). بدبینی فزاینده به زندگی از دیگر عواقب نشخوار فکری است به عنوان مثال آزمایشات تجربی نشان داده‌اند که زمانی که به آزمودنی ها نشخوار فکری القاء می شود، آن ها برای حوادث زندگی و یا مشکلات بین فردی توضیحات منفی بیشتری ارائه می‌دهند و همچنین در باره حوادث مثبت آینده بدبین تر هستند تا افرادی که «حواس پرتی»[۲۱۵] به آن ها القا می شود (لیوبومیرسکی[۲۱۶] و نالن هاکسما، ۱۹۹۵، به نقل از موریسون و اُکانر، ۲۰۰۸).

 

 

نشخوار فکری از زمرۀ سبک های انطباقی[۲۱۷] شمرده می شود که بیشتر به منظور انطباق با هیجانات به کار برده می شود. اسپایکر[۲۱۸] (۲۰۱۱)، سبک های انطباقی را به سبک انطباقی متمرکز بر هیجان[۲۱۹]، سبک انطباقی متمرکز بر مسئله[۲۲۰]، و استراتژی انطباقی اجتناب[۲۲۱] تقسیم بندی کرد و در تحقیقش ‌به این نتیجه رسید که سبک انطباقی متمرکز بر هیجان به صورت مثبت با نشخوار فکری هم پوشی دارد. البته ناگفته نماند که نشخوار فکری متمرکز بر هیجان ویژگی انطباقی و غیر انطباقی دارد. ترینور[۲۲۲] و همکاران (۲۰۰۳، به نقل از رود[۲۲۳]، ۲۰۱۱) بیان می دارند که جزء انطباقی نشخوار فکری «به اندیشه فرو رفتن»[۲۲۴] می‌باشد که به معنی تلاش شناختی و ارادی روی حل مسئله به منظور حفظ و برگرداندن خلق است و جزء غیرانطباقی آن «منفعلانه نشستن و فکر کردن»[۲۲۵] و یا تمرکز بر علائم افسردگی می‌باشد.

 

۲-۲-۶-۱ نشخوار فکری و استرس

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:16:00 ب.ظ ]




 

ایران از لحاظ برخورداری از ذخایر گاز طبیعی، با داشتن ۳۳٫۶ تریلیون متر مکعب یعنی ۱۸ درصد از ذخایر گازی جهان، غنی ترین کشور دارنده ذخایر گازی محسوب می‌شود. روسیه و قطر بعد از ایران بیشترین ذخایر گازی دنیا را دارند[۱۷]. با توجه به اینکه یکی از مهمترین اهداف مورد نظر ایران در زمینه مصرف گاز طبیعی، صادرات آن و حضور در بازارهای بین‌المللی می‌باشد، نهادها و مسئولان مربوطه باید چشم اندازی از بازارهای صادراتی گاز ایران داشته باشند.

 

بررسی گزینه‌های مختلف صادرات گاز ایران و انتخاب اولویت آن ها یکی از مهمترین و ضروری ترین فعالیت‌های مورد نیاز حوزه انرژی کشور محسوب می‌شود. یکی از مهمترین بازارهای گازی که ایران در آینده می‌تواند نقشی مؤثر در آن داشته باشد، بازار گاز اروپا است که طبق تحقیقات انجام شده، مصرف گاز طبیعی این منطقه رو به افزایش است و همچنین کشورهای این منطقه در پی متنوع سازی واردات گاز طبیعی خود هستند. هم‌اکنون نزدیک به ۴۰ درصد از گاز وارداتی اروپا، از روسیه تأمین می‌شود که منجر به ایجاد قدرت انحصاری توسط روسیه در این زمینه شده است و به همین دلیل، در پی ایجاد هر گونه تنش بین‌المللی میان روسیه و کشورهای اروپایی، روسیه بلافاصله تهدید به قطع گازرسانی می‌کند که منجر به گرفتن امتیاز از کشورهای اروپایی می‌شود. اما، یکی از پروژه های که می‌تواند منجر به کاهش قدرت انحصاری روسیه گردد و قدرت کشورهای دیگر دارنده ذخایر گازی در سطح بین‌الملل را افزایش دهد، خط لوله نابوکو می‌باشد. هر کدام از کشورهای ایران، عراق، آذربایجان و ترکمنستان که بتوانند به عنوان گزینه نهایی صادرکننده گاز از طریق خط لوله نابوکو مطرح شود، می‌توانند قدرت چانه‌زنی خود در نظام بین‌الملل را افزایش دهند. همچنین، می‌توانند منافع میان مدت و بلندمدتی را از طریق این تجارت کسب نمایند. ایران به جهت اینکه در میان کشورهای نامبرده شده، بیشترین ذخایر گازی را دارد، مهمترین گزینه تأمین کننده گاز این پروژه می‌باشد. برای ایران نیز، یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی به بازار گاز اروپا، پروژه خط لوله نابوکو می‌باشد. لذا، بررسی اینکه آیا حضور در این پروژه خط لوله به منفعت ایران می‌باشد یا نه، یکی از ضروری‌ترین مطالعات لازم در حوزه انرژی کشور می‌باشد.

 

۴-۵- پرسش های پژوهش:

 

الف: پرسش های اصلی:

 

حضور کدام یک از کشورهای مطرح (ایران، ترکمنستان، عراق و ایران) برای گازرسانی به پروژه خط لوله نابوکو، بهترین گزینه گازرسانی می‌باشد؟

 

حضور ایران در پروژه خط لوله نابوکو، به چه مقدار منفعت دارد؟

 

آیا همکاری میان کشورهای تأمین کننده گاز طبیعی پروژه خط لوله نابوکو، امکان پذیر می‌باشد؟

 

ب : پرسش های فرعی:

 

منفعت حاصل از حضور هر کدام از کشورهای ترکمنستان، عراق و آذربایجان به عنوان تأمین کننده گاز پروژه خط لوله نابوکو به چه مقدار می‌باشند؟

 

۴-۶ – فرضیه‌های پژوهش:

 

الف: فرضیه‌های اصلی:

 

ایران به عنوان بهترین گزینه جهت گازرسانی به پروژه خط لوله نابوکو مطرح می‌باشد.

 

امکان همکاری میان برخی از کشورهای تأمین کننده گاز طبیعی پروژه خط لوله نابوکو، وجود دارد.

 

ب : فرضیه‌های فرعی:

 

۴-۷ – هدف های تحقیق (مراد از هدف تحقیق، غایت اساسی آن است که تحقیق درصدد دستیابی به آن می‌باشد):

 

هدف این تحقیق، بررسی منافع حاصل از حضور هر کدام از گزینه‌های مطرح در زمینه گازرسانی به پروژه خط لوله نابوکو در چارچوب نظریه بازی‌ها می‌باشد. همچنین، امکان همکاری برخی از گزینه مطرح گازرسانی ‌به این پروژه، بررسی خواهد شد. برای این کار از چارچوب نظریه بازی همکارانه استفاده خواهد شد و منافع هر کدام از طرفین درگیر (کشورهای گازرسان، کشورهای منتقل کننده و کشورهای واردکننده) بررسی خواهد شد.

 

۴-۸ – استفاده کنندگان از نتیجه رساله ( اعم از مؤسسات آموزشی ، پژوهشی ، دستگاه‌های اجرایی و غیره ):

 

مؤسسه‌ مطالعات بین‌المللی انرژی وابسته به وزارت نفت

 

شرکت ملی صادرات گاز ایران (NIGEC) وزارت نفت

 

معاونت تلفیقی وزارت نفت

 

دانشگاه صنعت نفت

 

شرکت های مشاوره اقتصاد انرژی

 

وزارت امور خارجه ایران

 

دیپلمات های انرژی ایران

 

وزارت انرژی عراق، ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه و کشورهای اروپایی

 

۴-۹- جنبه جدید بودن و نوآوری پژوهش :

 

با وجود مطالعاتی که در زمینه پروژه خط لوله نابوکو صورت گرفته است، اما تا به حال مطالعه‌ای در چار چوب نظریه بازی‌ که در راستای بررسی گزینه‌های مطرح گازرسانی ‌به این پروژه باشد، انجام نشده است. این کار برای اولین بار در رساله حاضر با در نظر گرفتن چارچوب نظریه بازی همکارانه محقق خواهد شد. این کار نه تنها در ایران که حتی در دنیا نیز برای اولین بار است که انجام خواهد شد و نتایج آن می‌تواند به صورت بین‌المللی مورد استفاده قرار بگیرد.

 

در زمینه صادرات گاز مطالعاتی صورت گرفته، اما هیچ کدام در زمینه نظریه بازی‌های همکارانه در یک پروژه خاص نبوده است. در زمینه بازی‌های همکارانه هم کاربردهای مختلفی در دنیا انجام شده که بیشتر در زمینه گاز اروپا، در اینترنت، اختصاص آب و برق به مناطق مختلف و همچنین در زمینه‌های آماری مثل خوشه بندی کردن بوده است اما هیچ کدام بر صادرات گاز در یک پروژه خاص تکیه نکرده‌اند.

 

مطالعه فوق اولین مطالعه است که ‌در مورد کاربرد بازی‌های همکارانه در زمینه یک خط لوله خاص و با بررسی قدرت چانه‌زنی هر کدام است و این مطالعه نه تنها برای اروپا مفید است تا از قدرت چانه‌زنی ایران و سایر کشورهای بالقوه ‌تامین کننده گاز نابوکو آگاهی پیدا کند، بلکه برای ایران نیز بسیار ضروری و لازم است تا از وضعیت و قدرت چانه‌زنی خود اطلاع داشته باشد.

 

اجرای خط لوله نابوکو، منافع بسیاری برای هر کدام از طرفین (واردکنندگان، منتقل کنندگان و تأمین کنندگان گاز) دارد. اما سود تأمین کنندگان گاز در این می‌باشد که با یکدیگر به رقابت نپردازند و به مدلی به صورت همکارانه برسند که در عین حال که می‌توانند از قدرت انحصاری روسیه در صادرات گاز به کشورهای اروپایی، بکاهند، خود، قدرت چانه‌زنی بالایی را کسب کنند. اما در صورتی که هر کدام از کشورها با هم به رقابت بپردازند (که مطلوب کشورهای اروپایی می‌باشد) این مسأله برای همه این کشورها به صورت باخت- باخت می‌باشد و در عین حال در وضعیت باحت-باخت با کشور روسیه نیز قرار می گیرند. به همین دلیل، بهترین زمینه مطالعاتی در این زمینه، نظریه بازی همکارانه می‌باشد که می‌تواند ائتلاف‌های مختلف گازرسانی ‌به این پروژه را بررسی و قدرت چانه‌زنی هر کدام از کشورها را محاسبه نماید.

 

این مطالعه، برای ایران بسیار با اهمیت است زیرا هم خود نسبت به منافع پیوستن و نپیوستن ‌به این پروژه، آگاه می‌شود و هم می‌تواند نحوه همکاری با دیگران برای داشتن بیشترین منفعت را به دست آورد که در متقاعد کردن کشورهای دیگر برای همکاری، می‌تواند بسیار مفید واقع شود و از این جهت، انجام یک مطالعه اقتصادی که توصیه های سیاست‌گذاری در حوزه سیاست‌گذاری خارجی دارد، از جنبه‌های نوآوری این مطالعه می‌باشد.

 

۱-۵٫ خلاصه و جمع بندی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:47:00 ب.ظ ]




 

اگر در این مثال دقت کنیم می‌توانیم به یکسری نکات اشاره کنیم اولاً این که انشاء ایقاع تنها وابسته به اراده داین است و این شرط خیار تأثیری در انشاء ایقاع با یک اراده ندارد و دیگر این که ایجاد شرط خیار نیازی به ایجاب ‌و قبول‌ ندارد و در واقع یک توافق است برای تأثیر در امور دیگر (ایقاع) که با دقت می بینیم که با مانع قانونی مواجه نیست و نکته سوم این که با این توافق از اضرار به حقوق دیگران نیز جلوگیری می شود چرا که این ابراء در حقوق مدیون اثر دارد”


در مجموع می‌توان گفت که دیابت علت شماره یک بروز نابینایی در بالغین آمریکایی است. تغییر در عروق خونی بسیار کوچک چشم در نهایت منجر به بروز رتینوپاتی (آسیب شبکیه) در تقریباً تمام دیابتی‌های وابسته به انسولین (نوع ۱) و اکثریت بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ می‌شود. این بدان معنا است که آزمایش سالانه چشم به منظور شناسایی تغییرات اولیه در چشم حیاتی است. مشابه تغییراتی که در عروق خونی چشم رخ می‌دهد در عروقی که به قلب می‌روند نیز تغییراتی ایجاد می‌شود.


خطر ضایعات چشمی در افراد مبتلا به دیابت ۲۵ برابر افراد عادی است. در دیابت نوع ۲ ممکن است ۲۰ درصد در زمان تشخیص دچار رتینوپاتی شده باشند. علائم رتینوپاتی شامل تاری دید، دوبینی، کاتاراکت (آب مروارید)، کاهش تیزبینی و کاهش ناگهانی دید است.

۲-۲-۲- بیماری‌های چشم دیابتی (رتینوپاتی)

فلج ماهیچه برون چشمی (لترال رکتوس) به همراه فلج عصب جمجمه‌ای: این بیماری بیشتر در سالخوردگان مبتلا به دیابت دیده می‌شود و بیمار دچار لوچی یا استرابیسم می‌گردد.

نوروپاتی چشمی: این بیماری ممکن است پیامد حالت ایسکمیک (عدم اکسیژن رسانی مناسب) به عصب چشم باشد که با کوری یا نابینایی ناگهانی مشخص گردیده و یا ممکن است میدان بینایی مرکزی یا محیطی چشم را شامل گردد. چنانچه عصب چشم درگیر شود یا خونریزی داخل چشم اتفاق افتد بیمار به صورت ناگهانی نابینا می‌شود؛ یا وقتی مستقیم به شیء نگاه می‌کند تصویری که می‌بیند ناقص است. این نقص به دو شکل می‌تواند باشد؛ حالت اول کاهش زاویه دید (کوری محیطی) و حالت دوم حذف بخش مرکزی تصویر (کوری مرکزی).

گلوکوم نئوواسکولار: دیابت منجر به ایجاد مویرگهای جدید در عنبیه و شبکیه چشم می‌شود. پیامد این ضایعه، بالارفتن فشار چشم (آب سیاه) است.

تغییرات انکساری چشم: تقریباً در ۲۰ درصد بیماران دیابتی، ضعف تطابق دیده شده است. وقتی قند خون بالا می‌رود؛ رسوب مقدار زیادی گلیکوژن در اپی تلیوم (پوشش) ‌رنگ‌دانه‌ای جسم مژگانی، جلوی تطابق چشم را می‌گیرد؛ لذا دید، تار می‌شود.

۳-۲-۲- درمان رتینوپاتی دیابتی

موثرترین درمان رتینوپاتی دیابتی پیشگیری از ایجاد آن است. کنترل شدید قند خون از ایجاد آن جلوگیری نموده یا پیشرفت آن را کند می‌کند. به استثنای انسولین هیچگونه درمان دارویی مؤثری برای سیر رتینوپاتی نیست. البته امروزه مطالعات بر روی خواص ضد انعقادی آسپیرین، برای جلوگیری از انسداد سرخرگچه­ای و مویرگی و ارزیابی اثرات بازدارنده‌های آلدوزردوکتاز در جلوگیری از تبدیل گلوکز به سوربیتول که به یاخته­‌های رگ­های خونی آسیب می‌رساند، انجام شده است.


لیزر درمانی به عنوان یکی دیگر از راه‌های درمانی امروزه در درمان بیماری رتینوپاتی به کار گرفته می‌شود. لیزرهای مختلفی برای مقاصد متفاوت در چشم پزشکی استفاده می‌شوند. به عنوان مثال لیزری که در درمان عوارض چشمی بیماری قند استفاده می‌شود متفاوت از نوعی است که برای درمان نزدیک‌بینی کاربرد دارد. لیزر درمانی یکی از اصلی‌ترین درمان‌های عوارض چشمی بیماری قند می‌باشد. از لیزر درمانی هم در مرحله نخست بیماری یعنی در رتینوپاتی زمینه‌ای در صورتی که تورم مرکز بینایی وجود داشته باشد استفاده می‌شود، و هم در مرحله دوم که رتینوپاتی پیشرونده است، به صورت فراگیر استفاده می‌شود. نکته‌ای که باید توجه داشت این است که لیزر درمانی در درمان عوارض چشمی بیماری قند باعث کنترل بیماری می‌گردد، اما معمولاً بینایی از دست رفته را نمی‌تواند برگرداند. حتی لیزر درمانی در بیماری قند تا حدودی موجب کاهش دید محیطی، کاهش قدرت تطابق، کاهش دید شب، و کاهش تمایز رنگ‌ها می‌شود.

۳-۲- مفهوم بهزیستی روانشناختی

بهزیستی روان‌شناختی جزء روان‌شناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکردهای روانی و ابعاد سلامت روانی تعریف شده که شامل دو جزء است. جزء اول قضاوت شناختی افراد در خصوص چگونگی پیشرفتشان را شامل می‌شود و جزء دوم سطح تجربه های خوشایند را در بر می‌گیرد (استاپلس[۹۳]، ۲۰۰۴؛ جرنن[۹۴]، ۲۰۰۵).

برخی از نظریات، بهزیستی روان‌شناختی را از نظر مؤلفه‌ها یا فرآیندهای ویژه نظیر فرآیندهای عاطفی مفهوم‌سازی می‌کنند (روثمن، کیرستن و ویسینگ[۹۵]، ۲۰۰۳). برخی دیگر از نظریات، بهزیستی روان‌شناختی را شامل فرآیندهای جسمانی، سلامت فیزیکی افراد می‌دانند و خاطر نشان می‌‌سازند که بین سلامت جسمانی بالا و کیفیت بالای زندگی رابطه وجود دارد و برخی دیگر از نظریه‌پردازان نیز بهزیستی روان‌شناختی را بیشتر به صورت فرایند شناختی که رضایت از زندگی نشانگر آن است توصیف می‌کنند (استفن، دلبرگ و جوبرت[۹۶]، ۱۹۹۹؛ اپستین[۹۷]، ۱۹۹۲؛ مارتین و روبین[۹۸]، ۱۹۹۲).

نظریات دیگری نیز در توصیف بهزیستی روان‌شناختی بر نقش فرآیندهای معنوی، نظیر هدفمندی در زندگی که منجر به عملکرد بهینه می‌گردد تأکید می‌کنند (روثمن و همکاران، ۲۰۰۳؛ آدامز، بزنر و استین هاردت[۹۹]، ۱۹۹۷؛ ریف و سینگر[۱۰۰]، ۱۹۹۸). برخی نیز بر فرآیندهای فردی و اجتماعی از قبیل برخورداری از توجه مثبت نسبت بـــه خود و تسلط بــــر خــود و پیــوندهـــای معنــی‌دار بــا دیگــران اشـــاره می‌کنند (روثمن و همکاران، ۲۰۰۳؛ پــرتــــوریس[۱۰۱]، ۱۹۹۸؛ آدامـــز و همکـــاران، ۱۹۹۷؛ ریف و سینگـــر، ۱۹۹۸؛ کستــــا و مک کــرا[۱۰۲]، ۱۹۹۲). ‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد که بهزیستی روان‌شناختی می‌تواند با توجه به فرآیندهای عاطفی، جسمانی، شناختی، معنوی، فردی و اجتماعی مفهوم‌سازی شود.

در نظریه ریف (۱۹۹۵) بهزیستی روان‌شناختی به معنای تلاش برای استعلا و ارتقا است که در تحقق استعدادها و توانایی‌های فرد متجلی می‌شود. وی بهزیستی روان‌شناختی را فرایند رشد همه جانبه‌ای می‌داند که در طول عمر گسترده است. ‌بنابرین‏ بهزیستی روان‌شناختی از دیدگاه ریف، تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی‌های بالقوه واقعی فرد تعریف شده است.

ریف به منظور تعریف معیارهای بهزیستی روان‌شناختی مطالعات مازلو درباره‌ خودشکوفایی، مطالعات راجرز ‌در مورد انسان با کنش کامل، پژوهش‌های یونگ[۱۰۳] درباره‌ تفرد، دیدگاه آلپورت[۱۰۴] درباره‌ بالیدگی، الگوی اریکسون از رشد روانی- اجتماعی، دیدگاه بوهلر[۱۰۵] درباره تمایلات اساسی زندگی، دیدگاه نیوگارتن درباره‌ تغییر شخصیت در بزرگسالی و ملاک‌های مثبت سلامت روانی از دیدگاه جاهودا را مورد بررسی قرار داده است (ریف، ۱۹۹۵؛ ریف و سینگر، ۱۹۹۸). ریف و کیز[۱۰۶] (۱۹۹۵)، الگوی بهزیستی روان‌شناختی را شامل شش عامل خودپیروی، تسلط محیطی، رشد شخصی، رابطه مثبت با دیگران، هدف در زندگی و پذیرش خود می‌دانند. در ادامه مؤلفه‌های بهزیستی روان‌شناختی در نظریه ریف (۱۹۹۵) با شرح و تفصیل بیشتری ارائه می‌شود.

الف- خودپیروی: ‌به این معنا است که فرد بتواند بر اساس معیارها و عقاید خویش عمل کند، حتی اگر برخلاف عقاید و رسوم پذیرفته شده در جامعه باشد. به عبارت دیگر انسان خودپیرو فردی است که از هر گونه قرارداد اجتماعی و سنت‌های جامعه رها باشد و توانایی مقابله در برابر فشارهای اجتماعی و عمل بر اساس راه‌ حل ‌های فردی را داشته باشد.

” و وقتی که خود راضی است انجام این امر را مباح می‌سازد.

 

البته باید دقت کرد که علت لزوم ایقاع چیست این فرض در موردی صادق است که علت لزوم تزاحم با حقوق دیگری باشد حال اگر علت لزوم نظم عمومی باشد نمی توان جعل خیار کرد تصور کنید که زن و شوهری که از همان طلاق می گیرند و زن و شوهر با هم توافق می‌کنند که شخص ثالث تا ۶ ماه دیگر بتواند این طلاق را فسخ کند که این امر به علت مخالفت با نظم عمومی امکان پذیر نیست.

 

پس در این فرض نیز اگر علت لزوم تزاحم با حقوق دیگری باشد جعل خیار امکان پذیر است. حال می توان گفت که ایقاع خیاری امکان وجود آن هست ولی چون که خلاء قانونی هست برای الزام آور بودن آن بهتر است که قانون گذار وارد شود واین خلاء را پر کند.

 

گفتار دوم: انواع ایقاع از جهت کیفیت انشاءِ

 

همان طور که می دانید اعمال حقوقی شامل دو بخش عقود وایقاعات می شود در قانون بیشتر به عقود پرداخته شده است و به تحلیل و توصیف این قسم از اعمال حقوقی بیشتر پرداخته شده به گونه ای که در این قسم از تقسیم بندی نیز همن روال در پیش گرفته شده است به گونه ای که بحث از تعلیق نیز در عقود تنها مطرح شده است.

 

با این اوصاف اول تعریفی مختصر از تعلیق و انواع آن بیان می شود و بعد امکان این امر که این تقسیم بندی در ایقاع راه دارد یا نه مورد بررسی قرار می‌گیرد. تعلیق به معنی وابسته و منوط کردن امری به امر غیر قطعی و محتمل دیگر است و تنجیز ضد آن است و به معنی قطعی کردن امری آمده است. عقد وابسته به واقعه محتمل را عقد معلق و عقد غیر وابسته را عقد منجز[۴۱] می‌گویند حال در نحوۀ تعلیق عقد باید بیان کرد که عقد به دوحال امکان دارد معلق شود. یکی تعلیق در انشاء و دیگری تعلیق در منشاءِ است.تعلیق در انشاءِ ‌به این صورت است که طرفین ایجاد معنی عقد را منوط به وقوع شرط می‌کند ومنشاءِ نیز بی درنگ بعد از انشاءِ تحقق پیدا می‌کند و بین آن ها جدایی نمی افتد . تعلیق در منشاءِ؛ منشاءِ به طور منجز ایجاد می شود، منتها این موجود اعتباری معلق بر امر خارجی است. برای مثال در عقدی بیع، ملکیت معلق مشتری در اثر ایجاب و قبول حاصل می شود، وقوع شرط این ملکیت را از حالت احتمالی خارج می‌کند و محقق می‌سازد[۴۲]۱٫

 

حال همین تقسیم بندی را که انجام دادیم در ایقاع نیز به کار می بریم زیرا از نظر چگونگی تعلیق تفاوتی نمی کند که عمل حقوقی با یک اراده واقع شود یا محصول توافق دو انشاءِ باشد در فقه نیز تعلیق در عقود و ایقاع با یک عنوان مطالعه شده است[۴۳]۲ پس همان طور که بیان شد ایقاع نیز هیچ تفاوتی با عقد ندارد. در تعلیق تنها بحث پذیرش یا عدم پذیرش آن است، در قسمت الف همین گفتار ‌به این امر پرداخته می شود. از باب مثال برای تعلیق در انشاءِ می توان این گونه بیان کرد که شخصی می‌آید و در ابراءِ مدیون خود بیان می‌کند که اگر فرزندم از مسافرت برگشت و از من طلبش را نخواست بدهی تو را ابراءِ می کنم.

 

در این جا می بینیمماهیت حقوقی ایجاد آن معلق به امر دیگری شده است در ابطال این گونه تعلیق چه بین حقوق دانان و چه بین فقهای امامیه شکی وجود ندارد

 

اما در باب تعلیق در منشاءِ جایی که ایقاع به صورت منجز تشکیل شده است ولیکن اثر حقوقی آن، که می‌تواند اسقاط یا التزام باشد معلق به امر دیگری شده است ‌به این صورت که ، اسقاط طلبی را معلق بر واقعه محتمل الحدوث می‌تواند کرد مثلاً بگوید : اگر من قبل از تو مردم تو بری الذمه باشی یا اگر تو پیش از من مردی بریُ الذمه باشم که هر دو درست است[۴۴] چرا که در این جا دوابراءِ صورت گرفته است و تنها این اثر آن ها‌ است که معلق شده است به یک واقعه احتمالی. پس نتیجه از این بحث این شد که تعلیق که تقسیم به تعلیق در انشاءِ و تعلیق در منشاءِ می شود، در ایقاعات نیز این تقسیم راه دارد.

 

حال آن چه که می‌خواهیم مورد بررسی قرار دهیم این است که این تقسیم بندی که انجام دادیم آیا مورد احترام قانون گذار نیز هست یا خیر؟ که در این قسمت آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم

 

الف: تحلیل صحت ایقاع معلق

 

همان طور که بیان شد از نظر چگونگی تعلیق تفاوتی نمی کند که عمل حقوقی با یک اراده واقع شود یا محصول توافق دو انشاءِ باشد. پس، همانندی بحث در تعلیق عقود و ایقاعات ما را ‌به این نتیجه می رساند که در درستی و نفوذ ایقاع معلق تردید نکنیم. حال در این جا لازم است که قدری ‌در مورد صحت عقد معلق توضیح داده شود که همین توضیحات ‌در مورد صحت ایقاع معلق نیز جاری است:

 

همان طور که می دانید قانون مدنی نیز، که به طور معمول از عقیده مشهور فقهای امامیه پیروی ‌کرده‌است، دربارۀ صحت و بطلان عقود معلق حکمی ندارد و نسبت به آثار و شرایط این گونه قراردادها مجمل باقی مانده است و این در حالی است که در مواد ۶۹۹ و ۱۰۶۸ از قانون مدنی بطلان عقد ضمان ونکاح معلق بصراحت اعلام شده است

 

‌بنابرین‏ ممکن است توهم شود که به نظر قانون گذار ما نیز، تعلیق از اسباب بطلان عقد است. ولی این توهم را به آسانی می توان دفع کرد. زیرا چنان که گفته شد تعلیق در عقد منافاتی با قصد انشاءِ و تبعیت معلول از علت ندارد، و هرکس با مراجعه به وجدان خویش در می‌یابد که این گونه پیمان ها نیز دو طرف، نسبت به ایجاد اثر عقد در صورت تحقق شرط جازمند و آن چه را که قصد کرده‌اند به وجود آمده است . وانگهی اگر به نظر قانون گذار ما نیز، منجز بودن از شرایط عمومی صحت معاملات بود، می بایست آن را در ماده ۱۹۰ قانون مدنی یادآوری کند و امکان نداشت که در ماده ۱۸۴ عقد معلق را شمار عقود صحیح بیاورد و نیز این که اگر عقد معلق به نظر او باطل بود، چه ضرورت داشت که در پاره ای موارد به بطلان عقد معلق تصریح کند و در سایر موارد سکوت اختیار کند[۴۵]۱

 

حال که مبنا یکی است در عقود و ایقاعات، در نتیجه باید از تصریح متون گذشت و بیشتر به اصول کلی و اجرای قواعد قراردادها در ایقاع تکیه کرد و مبنا را در نظر گرفته. با وجود این باید پذیرفت، که در عمل ایقاع معلق کمتر از قرار دادها دیده می شود و ایقاع کننده در انشاءِ نتیجه مطلوب جازم است، منتها از شیاع عرفی ایقاع منجز نباید چنین نتیجه گرفت که ایقاع معلق باطل است، پس با توجه ‌به این تفاسیر و با بهره گرفتن از مبنای صحت عقد معلق می توان نتیجه گرفت که ایقاع معلق نیز صحیح است.[۴۶]

 

ب: مواردی که ایقاع معلق باطل است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:59:00 ق.ظ ]




 

این مرجع ثالث در قانون تجارت الکترونیکی و قانون نمونه امضای الکترونیکی آنسیترال (۲۰۰۱) اصطلاحا «دفاتر خدمات صدور گواهی الکترونیکی» یا «دفاتر خدمات الکترونیکی» یا «مراجع گواهی» نامیده می شود. مطابق ماده ۳۱ قانون تجارت الکترونیکی: «دفاتر خدمات صدور گواهی الکترونیکی واحدهایی هستند که برای ارائه‌ خدمات صدور امضای الکترونیکی در کشور تأسیس می‌شوند. این خدمات شامل تولید، صدور، ذخیره، ارسال، تأیید، ابطال و به روز نگهداری گواهی‌های اصالت (امضای) الکترونیکی می‌باشد.» ماده ۲ (هـ) قانون نمونه امضای الکترونیکی آنسیترال (۲۰۰۱) در تعریف این دفاتر آورده است: «دفتر خدمات صدور گواهی الکترونیکی عبارت از شخصی است که اقدام به صدور گواهی می‌کند و امکان دارد خدمات دیگری در ارتباط با امضای الکترونیکی ارائه دهد.»[۱۵۰] ‌بنابرین‏ وظیفه دفاتر گواهی الکترونیکی تعیین هویت امضاءکننده و نتیجتا سندیت بخشیدن به اطلاعات الکترونیکی است. در واقع، گواهی دیجیتال که توسط دفاتر خدمات الکترونیکی صادر می شود، هویت امضا کننده را از طریق کنترل رابطه بین کلید عمومی و دارنده کلید خصوصی مربوط تضمین می‌کند. همان‌ طور که می دانید امضای دیجیتال دارای دو جز متفاوت، اما از نظر ریاضی مرتبط است. کلید خصوصی که در اختیار صاحب امضا است و کلید عمومی که در فهرست مرجع گواهی قرار دارد. این مرجع تضمین می‌کند که کلید عمومی مستقر در فهرست به درستی اعلام و ایجاد شده است؛ زیرا هویت دارنده کلید خصوصی که منطبق با کلید عمومی است نزد مرجع گواهی وجود دارد. برای اطمینان از اینکه داده پیام از سوی کسی که ادعا می‌کند صادر شده، وجود کلید عمومی ضروری است. در واقع، مرجع گواهی دو وظیفه مهم دارد: اول تخصیص یک کلید خصوصی به دارنده و ثبت آن به عنوان یک مستند اطلاعاتی؛ دوم نگهداری کلید مکمل آن به عنوان کلید عمومی و در دسترس قرار دادن فهرست نام دارندگان کلید عمومی از طریق سیستم درون خطی و بانک‌های اطلاعاتی ویژه.

 

تأسيس دفاتر خدمات صدور گواهی برای تأیید و تصدیق داده های منضم به امضا و ارائه گواهی لازم در دستورالعمل شماره CE/93/1999 مورخ ۱۳ دسامبر ۱۹۹۹ پارلمان و شورای اروپا پیش‌بینی شده است. ماده ۲ این دستورالعمل، ‌دولت‌های‌ عضو را مجاز می‌سازد نسبت به تأسيس دفاتر خدمات الکترونیکی و یا نگاهداری دفاتر موجود، طبق شرایط مندرج در دستور العمل اقدام کنند.[۱۵۱] بر این اساس، مصوبه شماره ۲۷۲-۲۰۰۱ مورخ ۳۰ مارس ۲۰۰۱ شورای دولتی فرانسه ضمن تعریف گواهی الکترونیکی (بند ۹ ماده ۱) و گواهی الکترونیکی معتبر (بند ۱۰ ماده ۱)، شرایط لازم برای گواهی الکترونیکی معتبر را بر شمرده است.

 

برای ثبت امضای الکترونیکی در ایران، شخص امضاء کننده باید برای شناسایی هویتش به صورت حضوری به دفاتر گواهی امضای الکترونیکی مراجعه نماید، البته این شرط در قانون ذکر نشده است و علت آن نیز شاید بدیهی بودن این امر بوده است، چون در صورتی که شخص نزد دفاتر برای ثبت امضای الکترونیکی حاضر نشود، امضایش نیز از اعتبار برخوردار نخواهد بود، همان‌ طور که ذکر شد، علت مراجعه حضوری شخص، صرفا برای تشخیص هویت می‌باشد نه امضای اسناد و مدارک خاصی که تا امکان صدور امضای الکترونیکی را امکان پذیر نماید، چون فرد، قبل از ثبت امضاء، اسناد و مدارک لازم را در دفتر صدور امضای الکترونیکی تکمیل ‌کرده‌است.

 

۲-۶ بخش ششم : آثار حقوقی امضای الکترونیکی و جایگاه آن در نظام ادله اثبات دعوا

 

در بررسی ارزش اثباتی امضای الکترونیکی و بعبارتی قابلیت استناد به آن در محاکم و در صورت طرح دعوی علت اصلی باید گفت که پذیرش و ارزش اثباتی اسناد الکترونیکی بستگی به اعتبار حقوق امضای مندرج در سند دارد. برای اینکه امضای الکترونیکی در مقام دعوی یا دفاع قابل استفاده باشد ضروری است که حائز برخی از ویژگی‌های مهم امضای دستی، یعنی منحصر به فرد بودن، تعیین هویت، تحت کنترل داشتن و امکان ممیزی باشد.

 

ماده ۹ قانون نمونه آنسیترال مصوب ۱۹۹۶ برای امضای الکترونیکی قائل به ارزش اثباتی است که بر اساس قابلیت اطمینان روش ایجاد امضا، نگهداری و ارسال پیام، حفظ تمامیت اطلاعات، هویت ارسال کننده و سایر ملاحظات ارزیابی می شود. دستورالعمل مورخ ۱۹ دسامبر ۱۹۹۹ اتحادیه اروپا نیز در ماده ۵ خود تحت عنوان آثار حقوقی امضای الکترونیکی دولت های عضو را موظف می‌سازد که اولا برای امضای الکترونیکی پیشرفته (مطمئن) همان آثاری را بشناسند که برای امضای دستی قائل هستند و ثانیاً آن را به عنوان دلیل در دادگاه مورد پذیرش قرار دهند. بند ۲ این ماده برای امضای ساده نیز ارزش اثباتی قائل شده است.[۱۵۲]

 

حقوق فرانسه نیز اصل پذیرش امضای الکترونیکی را رعایت کرده و این حقیقت در قانون مورخ ۱۳ مارس ۲۰۰۰ مشهود است. همچنین ‌بر اساس ماده ۱-۱۳۱۶ قانون مدنی فرانسه ، نوشته الکترونیکی نیز همانند نوشته کاغذی به عنوان دلیل پذیرفته می شود، ‌به این شرط که هویت شخص صادر کننده آن را مشخص سازد و تمامیت آن را تضمین کند. ماده ۳-۱۳۱۶ نیز در تکمیل ماده ۱-۱۳۱۶ همان قانون مقرر می‌دارد: «نوشته الکترونیکی از نظر قدرت اثباتی برخوردار از همان میزان از اعتبار می‌باشد که نوشته کاغذی دارا است و به عنوان دلیل پذیرفته می شود». ناگفته پیدا‌ است برای اینکه دلایل الکترونیکی با دلایل کاغذی برابر باشند باید اولا امضای الکترونیکی از تمامی تضمینهای نوشته کاغذی برخوردار باشد و ثانیاً قواعد فعلی مرتبط با دلایل کاغذی در کوچک‌ترین اجزای خود در خصوص امضای الکترونیکی اعمال شود که به نظر امضای الکترونیکی مطمئن حاوی خصوصیات گفته شده می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




ننموده اند تا جایی که هیچ تفکیکی در قانون شکلی از نظر مقرّرات تشریفاتی رسیدگی و مقرّراتی که از ارکان و لوازم رسیدگی می‌باشد به چشم نمی آید . به طور کلّی آن قسمت از مقرّرات و ضوابطی که مربوط به نحوه رسیدگی به ادّعای مدّعی و نحوه شنیدن پاسخ و دفاع مدّعی علیه و نحوه رسیدگی به دلایل طرفین می‌باشد جزء تشریفات رسیدگی می‌باشد که رعایت اصول رسیدگی در هر صورت لازم است ولی رعایت تشریفات رسیدگی در برخی موارد مانند دعاوی خانواده ، داوری های ملّی و دعاوی تجاری بین‌المللی الزامی نیست و تابع شرایط و مقرّرات خاصّ خود می‌باشد .[۸۶] به عنوان مثال تعیین وقت رسیدگی یا رعایت مقرّرات ابلاغ . به عبارتی حقوق شکلی در راستای حفظ نظم عمومی تنظیم گردیده و قواعدی نظیر صلاحیّت ذاتی ، ترکیب مرجع رسیدگی و مقرّراتی که جهت تضمین حقوق خواهان و خوانده تدوین گردیده ، جزء ارکان رسیدگی محسوب می شود . اما آن قسمت از مقرّرات و ضوابط که مربوط به نحوه رسیدگی به ادّعای خواهان ، نحوه شنیدن پاسخ و دفاع خوانده و نحوه رسیدگی به دلایل طرفین است ، جزء تشریفات رسیدگی می‌باشد . به عنوان مثال تعیین وقت رسیدگی و ضرورت دعوت از خوانده برای پاسخ گویی به دعوا ، ضرورت پذیرش وکالت از ناحیه هر طرف ، امکان استناد هر طرف به یک یا چند دلیل از دلایل اثبات دعوا ، امکان برخورداری هر طرف از توسّل به اعاده دادرسی ، تجدیدنظرخواهی ، واخواهی و … ، که مستقیماً به حقوق اصحاب دعوا مربوط می‌گردد ، جزء لوازم و ارکان رسیدگی است .[۸۷] ولی نحوه ابلاغ به طرفین ، پرداخت هزینه دادرسی ، مواعد پرداخت دستمزد کارشناس و هزینه انتشار آگهی که مربوط به چگونگی اجرای این اصول می‌باشد ، جزء تشریفات رسیدگی است .

 

در رسیدگی داوری ، تشریفات دادرسی قضایی لازم الرعایه نبوده و از آن جایی که اراده طرفین اختلاف منشاء داوری می‌باشد ، نحوه و شرایط رسیدگی که در برگیرنده ی تشریفات صدور رأی می‌باشد ، تحت کنترل اراده مشترک آنان خواهد بود . قوانین داوری ملّی و اسناد داوری بین‌المللی نیز مؤیّد این مطلب می‌باشد . اما در دادرسی قضایی تشخیص این که قاضی کلیّه تشریفات لازم را برای هر پرونده به طور خاص مراعات نموده یا خیر ، نه تنها در نظام حقوقی بلکه به طور کلّی معیوب است . علّت این امر را باید در ماهیّت رأی قضایی و نیز گوناگونی تشریفات که امکان دارد قاضی برای مراعات یک یا برخی از آن ها در پرونده ای خاص ، توجیه علمی یا عملی داشته باشد ، جستجو کرد . این مشکل را می توان از لحن بند ۳ ماده ۳۷۱ ق.آ.د.م نیز استنباط کرد .[۸۸] از بند مذکور چنین استنباط می شود که عدم رعایت اصول دادرسی لزوماًً رأی صادره را در معرض نقض قرار نمی دهد ، بلکه این عدم رعایت باید به درجه ای باشد که رأی را فاقد اعتبار قانونی سازد . از این رو محتوای این بند بیشتر با اصل تشریفاتی بودن رسیدگی قضایی ارتباط دارد زیرا بند ۲ ماده ۳۷۱ ق.آ.د.م صدور رأی بر خلاف موازین شرعی را به عنوان مصداق مستقلّی از تخلّفاتی که زمینه نقض رأی را در مرحله تجدیدنظر فراهم می‌سازد ، محسوب نموده است .

 

در مجموع باید در نظر داشت تشریفات اضافی تأثیری جز اطاله دادرسی یا منحرف شدن از مسیر اصلی رسیدگی در پی نخواهد داشت ، از این رو مغایر با اصول رسیدگی تلقّی شده و نفی می‌گردد و نتایجی که از رسیدگی حاصل می‌آید بیشتر از قواعد ماهوی ، متأثّر از تشریفاتی است که بر آن اعمال می‌گردد . این تشریفات اصولاً از سوی طرفین دعوا ، به ویژه خواهان ، جهت دهی می شود که در هر صورت اداره آن با دیوان داوری یا دادگاه است . ‌بنابرین‏ باید اذعان داشت همان اندازه که طرفین در دادرسی دارای اراده بوده و بر جهت موضوعی و ختم پیش از موعد آن تسلّط دارند ، نظام دادرسی مستلزم تشریفات است و نمی تواند بدون دلیل بر تشریفات موجود بیفزاید یا از آن ها بکاهد ، اما اعمال این تشریفات در رسیدگی های داوری با توجّه به نقش اراده طرفین در دعاوی داوری ، تحت کنترل توافق آنان قرار دارد .

 

بند دوّم : اصل رسیدگی با درخواست طرفین

 

آغاز رسیدگی در مراجع داوری و دادگاه ، منوط به درخواست مدّعی می‌باشد . این موضوع در بند الف ماده ۴ ق.د.ت.ب ، بند ۳ ماده ۳ مقرّرات داوری آنسیترال و بند ۳ ماده ۴ مقرّرات داوری اتاق بازرگانی بین‌المللی « ICC » پیش‌بینی شده است . همچنین مطابق ماده ۲ ق.آ.د.م رسیدگی به اختلافات اشخاص در دعاوی ملّی منوط به ارائه درخواست می‌باشد . این ماده مقرّر نموده ، « هیچ دادگاهی نمی تواند به دعوایی رسیدگی کند مگر این که شخص یا اشخاص ذی نفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده ی قانونی آنان رسیدگی به دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشند . » در این موارد منظور از درخواست ، درخواست به معنای اخص یا همان دادخواست بوده و نباید با دیگر درخواست های حقوقی مانند درخواست تأمین خواسته ، درخواست دستور موقّت ، درخواست تأمین دلیل و … ، اشتباه شود .

 

بند سوّم : اصل ابلاغ درست اسناد دعوا

 

در کلیّه دعاوی ، طرفین دعوا باید از جریان رسیدگی مطّلع باشند تا ضمن آگاهی از روند رسیدگی ، بیان درخواست و ادّعا ، از فرصت دفاع نیز ، در جریان صدور رأی برخوردار گردند . ‌بنابرین‏ مرجع رسیدگی باید اسناد دعوا را به اصحاب دعوا ابلاغ نماید . در رسیدگی به دعاوی حقوقی ملّی ، دادگاه ها ملزم به رعایت مواد ۶۷ الی ۷۳ ق.آ.د.م می‌باشند که برای ابلاغ اسناد قضایی ترتیب خاصّی معیّن و ضمن معتبر دانستن ابلاغ واقعی و ابلاغ قانونی ، مصادیق هر یک تعیین شده است . اما در ابلاغ اسناد داوری ، تنها ابلاغ صحیح اسناد دعوا معتبر بوده و مطابق ماده ۳ ق.د.ت.ب اصل بر توافق طرفین بر تعیین مرجع ابلاغ و نحوه ابلاغ می‌باشد و در داوری های سازمانی ، مطابق مقرّرات دیوان داوری ، در غیر این صورت در سایر موارد ، شخص داور ، مرجع و نحوه ابلاغ را مشخّص می کند .[۸۹] از این رو ابلاغ اسناد دعوا در داوری ، عاری از هر گونه تشریفات و الزام قانونی بوده و اراده طرفین سبب اعتبار آن می‌باشد . همچنین لزوم رعایت اصل ابلاغ درست اسناد دعوا ، به عنوان معیاری برای یک رسیدگی عادلانه ، از بندهای ۲ و ۳ ماده ۲۳ ق.د.ت.ب ، بندهای ۳ و ۴ ماده ۲۴ ق.ن.د.آ و ماده ۲ مقرّرات داوری آنسیترال استنباط می شود .

 

بند چهارم : اصل محرمانه یا علنی بودن رأی

 

در خصوص آرای داوری ، علی الخصوص آرای داوری تجاری ، از آن جایی که ممکن است به موجب علنی بودن رسیدگی به حقوق اصحاب دعوا لطمه وارد شده و اسرار تجاری آنان افشا گردد و با توجّه ‌به این که ، آرای داوری جز ‌در مورد قواعد آمره ، از قواعد حاکم بر رأی قضایی پیروی نمی کنند و این ‌حاکمیت‌ اراده طرفین است که فرایند داوری را هدایت می کند و مانند رسیدگی دادگاه ، هدف از طرح دعوای داوری ، تحقّق عدالت با اجرای اصول درست رسیدگی می‌باشد ، اصل بر غیر علنی بودن یا محرمانه بودن داوری می‌باشد . اما در رسیدگی دادگاه ها به دعاوی ملّی ، جلسات رسیدگی به دعوا برای حفظ حقوق طرفین اختلاف ، اصولاً باید علنی باشد مگر در مواردی که حفظ اسرار اصحاب دعوا مثلاً در دعاوی خانوادگی و امور مربوط به زندگی خصوصی افراد ، مطرح باشد ، که در این موارد منافع اصحاب دعوا ایجاب می‌کند که حضور دیگران در دادگاه مجاز نباشد . علاوه بر آن در حقوق ملّی ، اصل ۱۶۵ ق.ا به علنی بودن محاکمات تصریح نموده است .[۹۰] در صورتی که هیچ یک از مواد ق.آ.د.م ، مفهوم علنی بودن رسیدگی در دعاوی خصوصی و تجاری را تبیین ننموده و تنها قسمت نخست تبصره ۱ ماده ۱۸۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:54:00 ق.ظ ]




 

و بعضی دیگر این چنین گفته‌اند: «اظهار دروغین واقعیت به وسیله لفظ یا فعل یا جلوگیری از افشای عیب موجود در موضوع قرارداد که به موجب آن، طرف دیگر به انعقاد قرارداد ترغیب شود».۲۴اما به نظر می‌رسد که بعضی از اساتید حقوق، تدلیس را به صورت ‌کامل تری بیان کرده‌اند: «نیرنگی است نامتعارف که از سوی یکی از دو طرف معامله یا با آگاهی و دستیاری او به منظور گمراه ساختن طرف دیگر به کار می‌رود و او را به معامله‌ای برمی‌انگیزد که در صورت آگاه بودن از واقع به آن رضایت نمی‌داد».۲۵ یا به طور جامع و مختصر می‌توان گفت؛ تدلیس، فریب دادن طرف قرارداد در انگیزه اصلی یا یکی از جهات تراضی است.۲۶و بالاخره در حقوق انگلیس، تدلیس به صورت جزیی از نظریه وسیع «اظهار خلاف واقع» مطرح می‌شود. در تعریف «اظهار خلاف واقع» گفته‌اند: «اظهار فریبنده‌ای است که در خلال مذاکراتی که منجر به انعقاد قرارداد می‌شود مطرح شده است که ممکن است به صورت شرطی از قرارداد باشد یا به صورت شرطی فرعی در آن مطرح شود، مشروط ‌به این که طرفی که آن اظهارات را بیان می‌کند، صحت آن را تضمین کند و اظهارات مذکور در تمایل طرف مقابل نسبت به انعقاد قرارداد تاثیر بگذارد، هرچند که ممکن است هیچ یک از طرفین معامله چنین قصدی را نداشته باشند که اظهارات مذکور اثر قراردادی داشته باشد…».۲۷در این سیستم حقوقی «تعریف منصوص قانونی۲۸» از تدلیس در دست نیست. ‌بر اساس «رویه قضایی الزام‌آور۲۹»، تدلیس هنگامی بنا به قواعد کامن لا تحقق می‌یابد که در قلمرو مسئولیت مدنی، واجد شرایط لازم برای اقامه دعوی فریب باشد. این شرایط در اصل ناظر به کذب در گفتار است. در این جا به طور اجمال می‌توان گفت که کذب، اعم از کذب در گفتار یا کردار، هنگامی سبب تدلیس می‌شود که مربوط به واقعیت خارجی و برای فریب طرف دیگر و ‌به این قصد باشد که طرف دیگر طبق آن عمل کند و طرف دیگر نیز در واقع طبق آن عمل کند و زیان ببیند. [۹]

 

فصل دوم

 

جایگاه تدلیس در نظام‌های حقوقی مختلف

 

بخش اول:

 

جایگاه تدلیس در نظام های حقوقی مختلف

 

هر گونه مطالعه تطبیقی چند نظامه بعلت گونی گونی بنیادی مفاهیم و روش‌ها و شیوه تقسیم بندی دشواریهای خاص خود دارد که نخستین و مهمترین آن در پی ریزی تحقیق و یافتن مناسبی برای عرضه مفاهیم وابسته بهم اگر چه ‌به ظاهر جدا از هم نمودار می شود.

 

تدلیس از آنجا که پندار از نادرستی ذهن یکی از طرفین عقد پدید می آورد , به مفهوم نزدیک است؛ ولی اشتباه پندار نادرستی است که در ذهن خود مشتبه به وجود می‌آید و تدلیس پندار نادرستی است که یکی در ذهن طرف دیگر عقد به وجود می آورد.

 

میان نظامهای حقوقی چهارگانه ای که تحت بررسی است ‌در مورد اشتباه تفاوت‌های بسیار چند در مبانی و چه در جزئیات دیده می شود ولی ‌در مورد تدلیس بیگانگی این نظامهای حقوقی کمتر است و گاه شباهت‌های چشمگیر می توان یافت. [۱۰]

 

بخش دوم

 

روش نظامهای حقوقی نسبت به تدلیس

 

تدلیس در حقوق فرانسه جزئی از نظریه وسیع عیب رضا است حال آنکه چنین نظریه ای با همین مفهوم یا وسعت و شمول در هیچیک از سه نظام حقوقی دیگر نیست.

 

در حقوق انگلیس چون عقد, برخلاف فرانسه با ایران, جنبه رضایی ندارد , همچنین بعلت سابقه تاریخی حقوق انگلیس که حتی در زمینه قراردادها راهی خاص خود پیموده و سبب شده است که مباحث عقدی بگونه ای که کاملاً متمایز از نظامهای حقوقی مدون تقسیم شود تدلیس عیب رضا بشمار نمی آید (اگر چه عیبی در ساختمان عقد است تدلیس در حقوق انگلیس عامل معیوب کننده عقد ) است نه ‌به این دلیل که عیبی در رضای طرف دیگر پدید می آورد بلکه از این رو که حکم قانون را بیرون از حیطه توافق عقدی نقض می‌کند بگفته دیگر, عیب قرارداد ناشی از نقص در توافق طرفین نیست بلکه مستند به حکم مستقل قانون است. [۱۱]

 

تدلیس در حقوق انگلیس جزیی از نظریه وسیعتری است شاید بتوان این اصطلاح را صرفا به منظور دریافت معنای معمول کلمه و آسان کردن بررسی به سو عرضه ترجمه کرد. برای آشنایی مقدماتی با مفهوم این نظریه می توان گفت سو عرضه هنگامی تحقق می پذیرد که یکی از طرفین عقد قبل از انعقاد آن ضمن عرضه موضوع عقد خصوصیاتی برای آن بنمایاند که با واقعیت تطبیق نکند و درعین حال که طرف دیگر را به انعقاد عقد می کشاند به صورت شرط صریح یا ضمنی عقد در نیاید سو عرضه ممکن است مدلسانه باشد یا معصومانه . سو عرضه معصومانه که خارج از بحث کنونی ما است ,با توجه باحکام خاصه آن در حقوق انگلیس معادلی در حقوق فرانسه , اسلامی یا ایران به صورت نظریه ای مستقل یا به مفهومی نزدیک بحقوق انگلیس ندارد اگر چه در این هر سه نظام حقوقی می توان احکامی یافت که از جهاتی نقش سو عرضه معصومانه حقوق انگلیس را ایفا کند. بهرحال بعض قواعد در حقوق انگلیس شامل سو عرضه مدلسانه و معصومانه می شود و بعض قواعد اختصاص به یکی از این دو دارد در این مقاله ما به آنچه ناظر بر سو عرضه مدلسانه است خواه مشترک بین هر دو نوع باشد یا مختص باین نوع , می پردازیم.

 

خصیصه دیگر حقوق انگلیس که باز ناشی از سیر تاریخی خاص این نظام حقوقی و تقسیم قواعد آن در دو گروه بسیار کلی است در تفاوت مفهوم و احکام تدلیس در کامن لا واکوئیتی جلوه می‌کند.

 

اکوئیتی بنا به رابطه خاص خود با کامن لا و قواعد آن را تکمیل می‌کند بنا به ریشه‌های انصافی خود مواردی را چنان که خواهیم دید در حکم تدلیس بشمار می آورد که در کامن لا و تدلیس نیست. اینگونه موارد که در حقوق انگلیس تحت عنوان تدلیس حکمی در می‌آید در حقوق فرانسه به ‌عنوان اکراه اخلاقی در قلمرو اکراه قرار می‌گیرد که خود در حیطه نظریه وسیع عیب رضا جای دارد.

 

‌بنابرین‏ روشن است که در داخل خود مبحث تدلیس نیز حقوق انگلیس مفاهیم و تقسیم بندی خاص خود دارد که جز با تجدید ساختمان آن نمی توان از روی دقت دست به مقایسه ‌با نظام حقوقی دیگر برد.

 

در فقه اسلامی خواه شیعه و خواه سنت مانند حقوق انگلیس ولی بدلیلی جدا از آن تدلیس عیب رضا تلقی نمی شود ایراد عقدی که در اثر تدلیس بسته می شود گذشته از احکام خاصه ناظر بر هر مورد گاه مبتنی بعضی از قواعد اساسی فقه اسلامی مانند من غرصاحبه فهوضامن یا المغرور یرجع الی من غره است که در آئینه آن انعکاس انصاف را می توان دید. [۱۲]

 

باز در فقه اسلامی مانند حقوق انگلیس نظریه جامعی از تدلیس هم پهنه آنچه درحقوق فرانسه وجود دارد, نمی توان یافت ولی مصادیقی پراکنده در مباحث مختلف فقهی می توان گردآورد که برای بنای نظریه ای نسبتاً کلی به کار آید. آنچه به ‌عنوان تدلیس در کتب فقهی ذکر می شود بیشتر ضمن معینه , بخصوص عقد بیع می‌آید تدلیس را بعض از فحول فقها یکی از خیارات بیع می شمارند که به مدلس حق فسخ می‌دهد ولی بیشتر فقها آن را خیار خاصی نمی دادند و در هر مورد ‌به‌ مناسبت موضوع احکام آن را که لزوماًً دال بر فسخ عقد نیست , بیان می دارند. [۱۳]

 

گذشته از آنچه تحت عنوان تدلیس ذکر می شود مواردی نیز در مباحث مختلف فقهی وجود دارد که فقها آن را از دید خدعه و خدیعه مینگرند و بدان گونه از آن سخن می‌گویند که یادآور گفتار آنان از تدلیس درموارد دیگر است.

 

پس در فقه اسلامی که در این زمینه شباهت‌های فقه مذاهب سنت با یکدیگر و با فقه شیعه بسیار است باید نه تنها دست به تجدید ساختمان مباحث زد بلکه با بهره گرفتن از مطالب پراکنده به بنای نظریه ای کوشید تا اگر ممکن باشد به نظریه تدلیس در حقوق فرانسه نزدیک شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:44:00 ق.ظ ]




 

۷- مسمومیت حاصل از شرب چنین آبی اگر منجر به مرگ شود قتل غیر عمدی محسوب و مسبب مجازات خواهد شد.

 

۸- جایگاه تماشاگران باید توسط کارشناسان مربوطه در مقاطع مشخص زمانی بازدید و اجازۀ ادامۀ استفاده کتباً ابلاغ گردد. مدیر ورزشگاه مسئول جلب نظر کاشناسان است.

 

۹-اطاق تأسیسات ورزشگاه شامل برقی، دستگاه های حرارتی و برودتی باید همیشه قفل بوده و کلید آن منحصراًً در اختیار مأمور فنی باشد.

 

۱۰-از قرار دادن وسلیل خطرناک مانند دروازه هندبال، جعبه فلزی مخصوص نگهداری توپ، بخاری گازی، بردبان های فلزی و امثال آن در کنار زمین های ورزشی به شدت جلوگیریی نماید.

 

۱۱- کلید و پریزهای ورزشگاه باید در محل محفوظ قرار داشته باشد به نحوی که امکان دستیابی اشخاص متفرقه به آن ممکن نباشد.

 

۱۲- نصب تابلوهای هشدار دهنده یا نوشتن هشدارها در محل مناسب از اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه است.

 

۱۳- از خرید اسباب، لوازم و تجهیزات نامرغوب خود داری نماید.

 

۱۴- امکانات لازم برای کمک های اولیه همیشه باید در دسترس باشد.

 

۱۵- اطلاع از محل نزدیک ترین مراکز درمانی به ورزشگاه از تدابیر یک مدیرمعقول است.

 

۱۶- درج تلفنی های ضروری مانند اورژانس، پلیس، آتش نشانی، برق، گاز، و آب در محل قابل رؤیت مؤید تدبیر مدیر ورزشگاه است.

 

۱۷- ایجاد ارتباط نزدیک با مسئولان پلیس محل، بیمارستان ها، اورژانس و غیره نشان دهندۀ شایستگی و آینده نگر بودن مدیر است.

 

۱۸- تردد اشخاص مشکوک در ورزشگاه به ویژه در زمان فعالیت ورزشی دانش آموزان باید به دقت تحت نظر قرار گیرد.

 

۱۹- در مسابقات حساس که حتی احتمال ضعیفی برای درگیری وجود دانشه باشد ورزشگاه باید به طور کامل عاری از مصالح ساختمانی مانند: آجر، سنگ وغیره باشد.

 

۲۰- موافع فیزیکی برای جاوگیری از ورود تماشاگران به زمین های ورزشی لز تدابیر الزامی است.

 

۲۱- در صورت وقوع حادثه گزارش کاملی از آن تهیه و در صورت لزوم همان زمان به امضای شهود برسانید (ذوالقدر، ۱۳۹۰).

 

خلاصه این که مدیر ورزشگاه در محدودۀ مدیریتی خود وظیفه دارد که از وقوع حوادث با اتخاذ تدابیر لازم جلوگیری نماید. در چنین صورتی و حتی به رغم تحقق هر حادثه هیچگونه مسئولیتی نخواهد داشت و در غیر این صورت اگر در وقوع حادثه مرتکب بی احتیاطی، بی مبالاتی، عدم رعایت مقررات و یا غفلت شده باشد برحسب نتیجۀ حاصله مسئولیت خواهد داشت.

 

۳-۲- موارد معافیت از مسئولیت

 

درمواردی که عوامل خارجی ‌در وقوع حادثه ‌و خسارت دخیل باشندمربی از مسئوولیت مبرا ‌می‌باشد منظور از علت خارجی حادثه­ای است که رابطه سبیت راکه بین فعل زیانبار و ضرر وارده به زیان دیده ثابت شده است را قطع نموده یا سست می­ کند. ‌بنابرین‏ اثرعادی علت خارجی آن است که مسئوول یاکسی که مسئوولیت او مفروض است به طور کامل و یا جزئی از مسئوولیت معاف ‌می‌باشد (مشیل لورسا، ۱۳۷۵).

 

۳-۲-۱- قوه قاهره

 

یکی ازعواملی که ممکن است در وقوع فعل زیانبار یا ورود زیان، دخالت نماید، قوه قهریه یا فرس ماژور است. ‌مراد از قوه قاهره حادثه ای است که خارج ازاراده عامل فعل زیانبارو برحسب سیرعادی امور عرفاً غیر قابل پیش‌بینی ‌و تحمل است که در تحقق فعل زیانبار دخالت نموده یا عامل فعل زیانبار را به انجام فعل زیان بار مجبور وادار می‌کند. ممکن است قوه قاهره بدون تقصیر و کوتاه انجام دهنده فعل زیانبار دخالت در ورود ضرر نماید و یا ممکن است، دخالت قوه ی قاهره همراه با تقصیر انجام دهنده فعل زیانبار باشد که هر کدام از این دو مورد جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

الف: دخالت قوه ی قاهره بدون تقصیر عامل

 

در صورتی که قوه ی قاهره، بدون تقصیر وبی احتیاطی انجام دهنده فعل زیانبار در وقوع فعل زیانبار یا تحقق ضرر دخالت نماید، رابطه ی سبیت بین فعل زیانبار وضرر وارده از بین می رود وضرر عرفاً به قوه­ی قاهره مستند می شود. ‌بنابرین‏، نمی توان عامل یا عاملین فعل زیانبار را مسئول تلقی نمود، ۱زیرا با دخالت قوه ی قاهره عمل عرفاً به آن استناد پیدا می کند و روشن است که انجام دهنده فعل زیانبار در صورنی مسئولیّت دارد که فعل به او استناد داشته باشد. به همین دلیل درماده ی۳۴۳ق. م. ا. مقرر شده است:

 

«هرگاه در اثر یکی از عوامل طبیعی مانند سیل و غیره، یکی از چیزهای فوق حادث شود وموجب خسارت گردد، هیچ کس ضامن نیست.. . ».

 

همچنین، درتبصره ماده ی۳۳۷ق. م. ا. ‌در مورد خسارت ناشی از تصادف دو یا چند اتومبیل براثر قوه ی قاهره مقرر شده است:

 

«درصورتی که برخورد دو وسیله نقلیه، خارج از اختیار راننده ها باشد، مانند آن که در اثر ریزش کوه یا توقان و دیگر عوامل قهری تصادم حاصل شود، هیچ گونه ضمانی در بین نیست. »

 

‌بنابرین‏، در صورتی که قوه ی قاهره در تحقق ورود زیان یا انجام فعل زیانبار، طوری دخالت نماید که عرفاً عمل زیانبار یا ضرروارده به آن استناد داشته باشد، رابطه ی سببیت بین فعل زیانبار و ضرر وارده از بین می رود وانجام دهنده فعل زیانبار نیز مسئول جبران خسارت ناشی از این حادثه نمی باشد.

 

ب:دخالت قوه ی قاهره همراه با کوتاه شخص

 

درصورتی که قوه ی قاهره به تنهایی در ایجاد ضرر دخالت نداشته باشد، بلکه همراه تقصیر شخص دیگری، در تحقق فعل یا ضرر وارده دخالت نماید، باید دید که همراهی قوه ی قاهره و تقصیرشخص در ایجاد زیان، چه تأثیری بر مسئولیّت مدنی او خواهد گذاشت. مثلاً اتومبیلی، درزمان سرعت غیرمجاز راننده و توقان شدید تصادف کند، یا سدی با وجود عدم رعایت استاندارد ایمنی سد سازی و جاری شدن سیل شکسته شود و خانه و مزرعه گروهی از کشاورزان مجاور را تخریب کند. در این موارد، آیا آسیب دیدگان از این حوادث می‌توانند به راننده دارای سرعت غیرمجاز یا پیمانکار سد و یا مالک سد مراجعه و خسارت دریافت نمایند یا این که، چون قوه قاهره دخالت ‌کرده‌است، عمل زیانبار به قوه ی قاهره مستند است وآنان نمی توانند خسارت وارده برخود را مطالبه نمایند.

 

۳-۲-۱-۲-تأثیر قوه قاهره در مسئولیت مدنی مربیان ورزشی

 

با توجه به شعار«داوران نیزانسان هستند» همیشه این امکان وجود دارد که مربیان، معلین ورزش، مدیران تیم، مسئولین ورزشگاه، کمک مربیان، داوران و سایر کارکنان ورزشی نیز در زمرۀ مستخدمین به حساب بیایند و این زمینۀ مناسب که آن ها هم بتوانند خسارات ناشی از صدمات مربوط به شغل خود را با استناد به قانون جبران خسارت کارکنان به دست آورند، فراهم آید. ‌در مورد کمک مربیان، مسئول کمکهای اولیه و داوران، معمولاً چنین استدلال می شود که آن ها فی نفسه مستخدم نیستند بلکه مقاطعه کارانی ‌مستقل‌اند؛ لذا تحت پوشش قانون جبران خسارت کارکنان قرار نخواهند گرفت. امّا نکته اساسی، تشخیص این مسأله است که چه کسی حق کنترل جزئیات اقدامات دیگران را دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:04:00 ق.ظ ]




 

دانش مدیریت و سبک های گوناگون آن از مهمترین عوامل تعیین کننده کارایی و اثربخشی می‌باشد. از بین انواع مدیریت، مدیریت آموزشی و پرورشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نقشی استراتژیک دارد، زیرا نمای اهداف و عوامل این سازمان ها متکی بر انسان و روابط انسانی است و رسالت آن ها از یک سو تبدیل انسان های خام به انسان های صنعتگر، خلاق، خودآگاه و رشدیافته است و از سوی دیگر، تامین کننده نیازهای نیروی انسانی جامعه در بخش های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. از زیر مجموعه های مدیریت آموزشی می توان به مدیریت کلاس درس اشاره نمود ( بخشایش، آذرنیاد، ۱۳۹۱).

 

۲-۱-۲-۱٫ سبک های مدیریت

 

هر مدیری در جریان مدیریت خویش، از سبک ویژه ای بهره می‌گیرد که این سبک در واقع مجموعه الگوهای رفتاری وی می‌باشد که در جریان کار و فعالیت های پیوسته بروز می‌کند و دیگران به موجب آن او را می شناسند. سبک مدیریتی مدیر بر حسب ویژگی های شخصیتی، ادراکات خود او و ادراکات دیگران و به خصوص زیردستان تعریف می شود و با توجه به سبک های مدیریت و ویژگی های شخصیتی آنان، نحوه رفتار مدیر با افراد تعیین می شود که می‌تواند بر بهداشت روانی افراد از اهمیت بسزایی برخوردار باشد ( حقانی، عزیزی، رسولی نژاد، ۱۳۸۹).

سبک ها همان رفتار و روابطی است که میان افراد برقرار می شود. این سبک ها رابطه تنگاتنگی با روابط انسانی در سازمان های آموزشی دارند (میرکمالی، ۱۳۸۸). سبک رهبری یک فرد عبارت است از الگوی رفتاری که وی هنگام هدایت دیگران از خود نشان می‌دهد. این الگو عموماً شامل رفتار وظیفه مدار یا رفتار رابطه مدار یا ترکیبی از این دو است ( امیرکبیری، ۱۳۸۵).

 

سبک های مدیریتی عوامل اصلی برقراری روابط با دیگران به حساب می‌آید. اگر مدیران سبک های مدیریتی خود را مبتنی بر ملاحظات انسانی و رعایت نیازها و اقتضائات سنی کودکان، نوجوانان و جوانان انتخاب کنند، بدین وسیله می‌تواند نیازهای تعلق، دوست داشتن، قدر و منزلت، احترام، مقام و موقعیت و شناخت آن ها را تأمین کنند. معمولاً در سبک های دستوری و آمرانه نیازهای معلمان و دانش آموزان در درجه اول، اولویت نیست و تأکید مدیر بیشتر بر قواعد و رویه های اداری است. در سبک های مشارکت جویانه و حمایتی، مدیران به اظهار نظرها و اظهار وجود دانش آموزان، معلمان و کارکنان بسیار اهمیت می‌دهند. بر پایه پژوهش های انجام شده، سبک متناسب با سازمان های آموزشی و مخصوصاً مدارس، سبک حمایتی و مشارکتی می‌باشد ( میرکمالی، ۱۳۷۸).

 

۲-۱-۲-۲٫ سبک مدیریت مداخله گرا

 

مدیریت کلاس درس یکی از نگرانی های اولیه ابراز شده توسط معلمان است و سیستم اعتقادی شخصی معلمان بر این باور است که آن ها باید برای هدایت دانش آموزان، بر طبق هدایت خود از روش های مدیریت کلاس، استفاده نمایند. گلیکمن و تاماشیرو[۸۹] (۱۹۸۰)، چهارچوبی برای توضیح باورهای معلم نسبت به مدیریت کلاس درس در قالب سه روش ارائه داده‌اند: مداخله گرا، غیر مداخله گرا و تعاملی. با توجه ‌به این مدل، مداخله گرایان بر این باورند که دانش آموزان رفتار مناسب را در درجه اول هنگامی می آموزند که رفتارشان توسط پاداش و مجازات از سوی معلم تقویت گردد. ‌بنابرین‏ معلمان باید درجه بالایی از کنترل بر فعالیت های کلاس درس را تمرین نمایند (اوییک آیدم[۹۰] و همکاران، ۲۰۰۹). در سبک مدیریت مداخله­گرایانه فرض اصلی این است که محیط بیرونی و تقویت­های حاصل از آن، رشد را شکل می­دهد. یکی از اولین تئوری­های مرسوم شده در روان­شناسی مقدماتی مکتب رفتارگرایی با نظریه­ های اسکینر[۹۱] و پاولف[۹۲] است که پایه­ تئوریک این رویکرد است (مارتین و بالدوین،۱۹۹۲). یک درک منفی از تئوری مداخله­گرایی معلم این است که دانش آموزان یک شیوه­ رفتاری مناسب را نمی­آموزند بلکه تنها به خاطر بدرفتاری­شان تنبیه می­شوند (اُزبنا[۹۳]، ۲۰۱۰). در این سبک معلم مسئولیت اصلی را برای کنترل دارد و تلاش می­ کند با اعمال کنترل و نظارت بیشتر بر فعالیت­ها و رفتار دانش ­آموزان و تأکید بر قوانین و انضباط کلاس به اهداف آموزشی دست یابد (یاووز[۹۴]،۲۰۰۹). خود­انضباطی آموخته شده به وسیله­ این رویکرد یک سازش رفتاری بر قوانین بیرونی است و نظارت بر دانش ­آموزان حتمی است (میلِی[۹۵]، ۲۰۰۵).

 

سبک مداخله گرایانه سبکی است که در آن تمرکز اختیارات در دست مدیر است، مدیر به تنهایی تصمیم گیری می‌کند و در اتخاذ تصمیمات نظر افراد را جویا نمی شود. در این سبک، روابط بین مدیر و اعضا به صورت یک‌طرفه، از بالا به پایین، رئیس مرئوسی و رسمی است و ساختار سلسله مراتبی بر روابط حاکم است. در این سبک بیشتر به وظایف و اهداف محیط آموزشی توجه می شود تا نیازهای اعضا و کارها طبق مقررات و دستورالعمل ها انجام می‌گیرد. از دیگر خصوصیات سبک مداخله گرایانه این است که کنترل و نظارت به صورت مستقیم و توسط مدیر صورت می‌گیرد
( فیضی و بشیر، ۱۳۸۸ ).

 

مداخله گرایان معتقدند که دانش آموز بر مبنای شرایط محیطی تکامل می‌یابد. در این نقش، معلم بخشی از شرایط محیطی تلقی می شود و وظیفه اش اداره محیط با بهره گرفتن از اصول شرطی سازی است. غیرمداخله گرایان معتقدند که برای دانش آموز باید محیطی فراهم کرد که در آن برای قرار گرفتن در جاده ی پیشرفت مورد حمایت قرار گیرد و موانع سر راهش هموار گردد. به نظر غیرمداخله گرایان، دانش آموز دارای انگیزه درونی است و کافی است که این انگیزه پرورش یابد نه اینکه کنترل شود، تا بتواند به بار بنشیند و معلم نباید تنها نقش کنترل کننده به خود بگیرد. پیروان تعامل گرایی معتقدند که مشکلات بدون مسئولیت پذیری مشترک و مشارکت کامل همه ی طرف های در تصمیم گیری، قابل حل نیست. آن ها معتقدند که هر دو طرف در پیدایش مشکل نقش دارند پس باید حل مشکل از جانب هر دوی آن ها صورت گیرد. اگر آموزش اثربخش در کار نباشد، هیچ یک از مهارت های مدیریت کلاس به جایی نخواهد رسید. تعلیم و تربیت درست می‌تواند به عنوان یک عامل مؤثر عمل کند، عاملی که باعث می شود تا دانش آموزان به موضوع آموزش چنان علاقمند شوند که مشکلاتی در انضباط به بار نیاورند ( خیرخواه، ۱۳۸۹ ).

 

در سبک مداخله گرایانه، معلمان گرایش دارند دانش آموزان را به عنوان غیر مسئول و نیازمند انضباط ببینند. بر این اساس، انتظار می رود دانش آموزان تصمیمات معلمان را بدون چون و چرا بپذیرند. اما در سبک تعامل گرایانه، دانش آموزان از طریق تعامل و تشریک مساعی در فعالیت های کلاسی می آموزند که روابط بین فردی میان آن ها و معلمان، نزدیک و انسان دوستانه است و خود انضباطی و خود گردانی به جای کنترل خشک معلم، مورد تأکید قرار می‌گیرد ( هوی[۹۶]، ۲۰۰۱ ).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:25:00 ق.ظ ]